infilling

پیشنهاد کاربران

در حالت کلی معنای آن پرکردن ( شدن ) یک ( چند ) فضای خالی میان یک سازمان یا بافت منسجم است!
در موضوعات مختلف، معنایش جزئی تر میشود اما از معنای کلی، همچنان پیروی میکند.
برای مثال، در حوزه هوش مصنوعی ، این کلمه میتواند به پرکردن داده های گمشده در علم داده یا پرکردن کلماتی درون یک جمله که mask یا حذف شده اند در پردازش زبان های طبیعی اشاره کند.
...
[مشاهده متن کامل]

این کلمه میتواند معناهای مشابهی در زیست شناسی، زمین شناسی و . . . تولید کند که به شکل تخصصی قابل بررسی هستند.

پرشدن ( پرکردن ) یک ( چند ) فضای خالی میان یک بافت.
مثلا اگر یک جمله داشته باشیم و کلماتی از این جمله حذف شوند، به عمل پرکردن کلمات حذف شده در آن جمله میتواند "inflling" اطلاق شود.
پرشدگی ( پر شدن ثانویه در درزه های سنگ )