incumbent upon

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• responsible to, obliged to (perform a duty)

ارتباط محتوایی

انگلیسی به انگلیسیresponsible to, obliged to (perform a duty)
معنی incumbent upon، مفهوم incumbent upon، تعریف incumbent upon، معرفی incumbent upon، incumbent upon چیست، incumbent upon یعنی چی، incumbent upon یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف i، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف i، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف i
کلمه بعدی: incumbently
اشتباه تایپی: هدزعئذثدف عحخد
آوا: /اینکومبنت یوپن/
عکس incumbent upon : در گوگل

پیشنهاد کاربران

مسئول، متعهد، موظف
It was incumbent upon Allah to send prophets to lead the people to the right path .

مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما