inapplicable

/ˌɪˈnæplɪkəbl̩//ɪnˈæplɪkəbl̩/

معنی: ناجور، نا مناسب، غیر قابل اجرا، غیر قابل اطلاق، تطبیق نکردنی، غیر مشمول
معانی دیگر: ناوارد، بی ارتباط، غیرقابل انطباق

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: inapplicably (adv.), inapplicability (n.), inapplicableness (n.)
• : تعریف: not applying or able to be applied; irrelevant; unsuitable.
متضاد: applicable, relevant
مشابه: improper, irrelevant

جمله های نمونه

1. The rules seem to be inapplicable to this situation.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد قوانین برای این وضعیت غیر قابل اجرا هستند
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که این قوانین به این وضعیت قابل اجرا نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. These regulations are inapplicable to visitors from outside the European Community.
[ترجمه گوگل]این مقررات برای بازدیدکنندگان خارج از جامعه اروپا قابل اجرا نیست
[ترجمه ترگمان]این مقررات برای بازدیدکنندگان از خارج از جامعه اروپایی قابل اجرا نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The rule is inapplicable to this occasion.
[ترجمه گوگل]این قاعده در این مورد قابل اجرا نیست
[ترجمه ترگمان]قاعده در این موقعیت نامناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Most of the new regulations are inapplicable to us.
[ترجمه گوگل]اکثر مقررات جدید برای ما قابل اجرا نیست
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مقررات جدید به ما قابل اجرا نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His theory was inapplicable to many underdeveloped economies.
[ترجمه گوگل]نظریه او برای بسیاری از اقتصادهای توسعه نیافته قابل اجرا نبود
[ترجمه ترگمان]نظریه او برای بسیاری از اقتصادهای توسعه نیافته قابل استفاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. These regulations are inapplicable to international students.
[ترجمه گوگل]این مقررات برای دانشجویان بین المللی قابل اجرا نیست
[ترجمه ترگمان]این مقررات مربوط به دانشجویان بین المللی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. His model of how disease spreads is inapplicable to the AIDS epidemic.
[ترجمه گوگل]مدل او از نحوه گسترش بیماری در همه گیری ایدز قابل اجرا نیست
[ترجمه ترگمان]مدل او در مورد این که چگونه بیماری گسترش می یابد به همه گیری ایدز نمی رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It would be quite inapplicable, however, to such a supplication as the final pericope of the present group.
[ترجمه گوگل]با این حال، برای چنین دعایی مانند پریکوپ پایانی گروه حاضر کاملاً غیر قابل اجرا خواهد بود
[ترجمه ترگمان]با این حال، برای چنین a به عنوان the نهایی گروه حاضر، عملی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The flashpoints model is therefore inapplicable to this form of disorder and other explanations are therefore necessary.
[ترجمه گوگل]بنابراین مدل نقاط اشتعال برای این شکل از اختلال قابل اجرا نیست و بنابراین توضیحات دیگری ضروری است
[ترجمه ترگمان]بنابراین مدل flashpoints به این شکل از بی نظمی و سایر توضیحات لازم و ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Most of them were inapplicable, but there were procedures for language which might be appropriate.
[ترجمه گوگل]اکثر آنها غیر قابل اجرا بودند، اما رویه هایی برای زبان وجود داشت که ممکن بود مناسب باشد
[ترجمه ترگمان]اکثر آن ها عملی نبودند، اما دستورالعملی برای زبان وجود داشت که ممکن بود مناسب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The rule is probably inapplicable to a deliberate release of the thing, the cause of action in that situation being trespass.
[ترجمه گوگل]این قاعده احتمالاً در مورد رهاسازی عمدی آن چیز غیرقابل اعمال است، علت عمل در آن موقعیت، تجاوز است
[ترجمه ترگمان]این قانون احتمالا برای انتشار عمدی این مساله، که علت اقدام در آن موقعیت غیر مجاز است، عملی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. As a result, austenitic stainless steels are inapplicable in seawater environment.
[ترجمه گوگل]در نتیجه فولادهای زنگ نزن آستنیتی در محیط آب دریا قابل استفاده نیستند
[ترجمه ترگمان]در نتیجه، فولادهای ضد زنگ آستنیتی در محیط آب دریا نامناسب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Every positive definition is from memory and, therefore, inapplicable.
[ترجمه گوگل]هر تعریف مثبت از حافظه است و بنابراین، غیر قابل اجرا است
[ترجمه ترگمان]هر تعریف مثبت از حافظه است و بنابراین نامناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. For us, positional warfare is generally inapplicable in attack as well as in defence.
[ترجمه گوگل]برای ما، جنگ موضعی به طور کلی در حمله و همچنین در دفاع غیرقابل استفاده است
[ترجمه ترگمان]برای ما، جنگ موقعیتی به طور کلی در حمله و نیز دفاع عملی نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ناجور (صفت)
incompatible, dissonant, inept, foreign, incorrect, inappropriate, dissimilar, uneven, piebald, squally, sorry, cockeyed, inconvenient, disparate, inconsistent, misfit, heterogeneous, unfit, ill-sorted, inapplicable, inconsonant

نا مناسب (صفت)
improper, malapropos, incompatible, foreign, inappropriate, inopportune, incommensurate, inapt, inutile, timeless, infelicitous, untoward, unfit, unsuitable, ill-sorted, unapt, inapplicable, incompetent, irrelative, maladapted, unrighteous, unhandsome, unmeet

غیر قابل اجرا (صفت)
inapplicable

غیر قابل اطلاق (صفت)
inapplicable

تطبیق نکردنی (صفت)
inapplicable

غیر مشمول (صفت)
inapplicable, ineligible

انگلیسی به انگلیسی

• not applicable, cannot be applied, unsuitable
something that is inapplicable to something that you are considering is not relevant or appropriate to it.

پیشنهاد کاربران

بپرس