in the space of
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• در فاصله ی / در طول
• در مدت / در بازه ی
• در عرض / در فاصله ی زمانی کوتاه
• طی / در جریان
🔸 مثال ها:
• In the space of a few hours, two mass shootings killed 27 people.
... [مشاهده متن کامل]
در فاصله ی چند ساعت، دو تیراندازی جمعی ۲۷ نفر را کشت.
• The company grew from nothing to a global brand in the space of a decade.
آن شرکت در فاصله ی یک دهه، از هیچ به یک برند جهانی تبدیل شد.
• In the space of one year, he lost his job, his home, and his family.
در فاصله ی یک سال، او شغل، خانه، و خانواده اش را از دست داد.
• در فاصله ی / در طول
• در مدت / در بازه ی
• در عرض / در فاصله ی زمانی کوتاه
• طی / در جریان
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
در فاصله ی چند ساعت، دو تیراندازی جمعی ۲۷ نفر را کشت.
آن شرکت در فاصله ی یک دهه، از هیچ به یک برند جهانی تبدیل شد.
در فاصله ی یک سال، او شغل، خانه، و خانواده اش را از دست داد.
در عرض
در داخل فضا
در خلالِ
توی فارسی میگیم" ظرفِ مدتِ"
The infant mortality rate halved in the space of 20 years
میزان مرگ و میر نوزادان ظرف مدت 20 سال نصف شد.
میزان مرگ و میر نوزادان ظرف مدت 20 سال نصف شد.
طی مدتِ
در طولِ
در دورانِ
درحینِ
در دورانِ
درحینِ