in the saga

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• در ماجرای ( طولانی و پر فراز و نشیب )
• در داستانِ ( پرپیچ وخم )
• در روایتِ ( پیچیده و تاریخیِ )
🔸 مثال ها:
• "This meeting marks a new chapter in the saga of Middle Eastern diplomacy. "
...
[مشاهده متن کامل]

( این دیدار، فصلی جدید در ماجرایِ دیپلماسیِ خاورمیانه رقم می زند. )
• "The saga of the nuclear negotiations lasted over a decade. "
( ماجرایِ مذاکراتِ هسته ای بیش از یک دهه به طول انجامید. )
• "The trial was just another episode in the long saga of political corruption. "
( این محاکمه، فقط قسمتِ دیگری از ماجرایِ طولانیِ فسادِ سیاسی بود. )
• "His escape from prison added a dramatic twist to the saga of his life. "
( فرارِ او از زندان، یک چرخشِ دراماتیک به ماجرایِ زندگی اش افزود. )