🔸 نکته:
in the merde را با in trouble ( در دردسر ) و in deep shit ( در گند ) اشتباه نگیرید.
in trouble خنثی تر است، in deep shit رکیک تر و عامیانه تر است، در حالی که in the merde بار معنایی فرانسوی، طنزآمیز و کمی شیک تری دارد و اغلب در نوشتار روزنامه نگاری و طنز به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
merde در فرانسه یک واژه ی رکیک محسوب می شود، بنابراین این اصطلاح در محیط های رسمی مناسب نیست.
in the merde را با in trouble ( در دردسر ) و in deep shit ( در گند ) اشتباه نگیرید.
in trouble خنثی تر است، in deep shit رکیک تر و عامیانه تر است، در حالی که in the merde بار معنایی فرانسوی، طنزآمیز و کمی شیک تری دارد و اغلب در نوشتار روزنامه نگاری و طنز به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
merde در فرانسه یک واژه ی رکیک محسوب می شود، بنابراین این اصطلاح در محیط های رسمی مناسب نیست.
این دِ مِرد
🔸 معادل فارسی:
• در باتلاق و مخمصه | در دردسر بزرگی
• در گند و کثافت ( عامیانه ) | در وضعیت بسیار دشوار
• در بدهکاری و گرفتاری | در مخمصه
🔸 مثال ها:
• Ohio farmers are deep in the merde in a combination of high diesel prices.
... [مشاهده متن کامل]
کشاورزان اوهایو در ترکیبی از قیمت های بالای گازوئیل، عمیقاً در مخمصه افتاده اند.
• The company is deep in the merde after the scandal.
این شرکت پس از رسوایی عمیقاً در دردسر افتاده است.
• We’re in the merde if we don’t fix this now.
اگر همین حالا این را درست نکنیم، در مخمصه ی بزرگی می افتیم.
🔸 معادل فارسی:
• در باتلاق و مخمصه | در دردسر بزرگی
• در گند و کثافت ( عامیانه ) | در وضعیت بسیار دشوار
• در بدهکاری و گرفتاری | در مخمصه
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
کشاورزان اوهایو در ترکیبی از قیمت های بالای گازوئیل، عمیقاً در مخمصه افتاده اند.
این شرکت پس از رسوایی عمیقاً در دردسر افتاده است.
اگر همین حالا این را درست نکنیم، در مخمصه ی بزرگی می افتیم.