🔸 معادل فارسی:
• به خاطر صرفه جویی در زمان
• برای اینکه وقت تلف نشود
• با توجه به محدودیت زمانی/ ضیق وقت
• برای اینکه به موقع به کارها برسیم
• جهت حفظ وقت و برنامه
🔸 مثال ها:
"In the interest of time, I'll answer only three questions from the audience. "
... [مشاهده متن کامل]
برای اینکه وقت تلف نشود، فقط به سه سؤال از حضار پاسخ می دهم.
"We were going to review every slide, but in the interest of time, let's just focus on the ones with major changes. "
قرار بود هر اسلاید را مرور کنیم، اما به خاطر ضیق وقت، بیا فقط روی اسلایدهایی که تغییرات اساسی دارند تمرکز کنیم.
"In the interest of time, I've attached a detailed report and will just summarize the key points. "
به خاطر صرفه جویی در زمان، یک گزارش مفصل پیوست کرده ام و فقط نکات کلیدی را خلاصه می کنم.
• به خاطر صرفه جویی در زمان
• برای اینکه وقت تلف نشود
• با توجه به محدودیت زمانی/ ضیق وقت
• برای اینکه به موقع به کارها برسیم
• جهت حفظ وقت و برنامه
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
برای اینکه وقت تلف نشود، فقط به سه سؤال از حضار پاسخ می دهم.
قرار بود هر اسلاید را مرور کنیم، اما به خاطر ضیق وقت، بیا فقط روی اسلایدهایی که تغییرات اساسی دارند تمرکز کنیم.
به خاطر صرفه جویی در زمان، یک گزارش مفصل پیوست کرده ام و فقط نکات کلیدی را خلاصه می کنم.
میتونیم برای خودمون معنیش کنیم برای صرفه جویی در زمان
مثلا: I thought about going by train, but in the interest of time I decided to go by plane
مثلا: I thought about going by train, but in the interest of time I decided to go by plane
چون وقت کمه. . .