🔸 معادل فارسی:
• در چنگِ / در سیطره ی
• گرفتارِ / در بندِ
• در بحبوحه ی / در اوجِ
• تحت تأثیر شدیدِ / در کامِ
🔸 مثال ها:
• The country is in the grips of an economic crisis.
آن کشور در چنگ بحران اقتصادی گرفتار است.
... [مشاهده متن کامل]
• She was in the grips of a deep depression.
او در چنگ افسردگی عمیقی گرفتار بود.
• The region is in the grips of a severe drought.
آن منطقه در سیطره ی خشکسالی شدیدی است.
• در چنگِ / در سیطره ی
• گرفتارِ / در بندِ
• در بحبوحه ی / در اوجِ
• تحت تأثیر شدیدِ / در کامِ
🔸 مثال ها:
آن کشور در چنگ بحران اقتصادی گرفتار است.
... [مشاهده متن کامل]
او در چنگ افسردگی عمیقی گرفتار بود.
آن منطقه در سیطره ی خشکسالی شدیدی است.