in running order

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به ترتیب اجرا / به ترتیب پخش
• به ترتیب قرار گرفتن در یک برنامه یا فهرست
• ( در مورد ماشین آلات ) در حالت کاری و آماده ی حرکت
🔸 مثال ها:
The songs on the album were arranged in running order for the concert.
...
[مشاهده متن کامل]

آهنگ های آلبوم به ترتیب اجرا برای کنسرت مرتب شدند.
The list of speakers was finalized, but the running order was changed.
فهرست سخنرانان نهایی شد، اما ترتیب اجرا تغییر کرد.
After months of repairs, the old train is finally in running order again.
پس از ماه ها تعمیر، قطار قدیمی بالاخره دوباره در حالت کارکرد صحیح قرار گرفت.

سالم
در حال کار
در حال اجرا
Well, they were both in perfect running order only this morning, but this one is now definitely out of order. You'll have to use the other one
خب، هر دو تا همین امروز صبح کاملاً سالم بودند، اما این یکی دیگه قطعاً از کار افتاده. باید از اون یکی استفاده کنی