🔸 معادل فارسی:
• در محیط خود بودن
• در حالتی که کاملاً به آن مسلط هستی
• در فضایی که به آن تعلق داری
• سرزنده و توانا بودن ( چون در جای مناسب خود هستی )
🔸 مثال ها:
• “Put her in front of a crowd, and she's completely in her element. ”
... [مشاهده متن کامل]
او را جلوی جمعیت بگذار، کاملاً در محیط خودش است ( سرزنده و تواناست ) .
• “As a chef, he's in his element in a busy kitchen. ”
او به عنوان یک آشپز، در آشپزخانه ی شلوغ در محیط خودش است.
• “I'm not really in my element at formal parties – I prefer casual gatherings. ”
من در مهمانی های رسمی چندان در محیط خودم نیستم – دورهمی های غیررسمی را ترجیح می دهم.
🔸 نکته:
"In one's element" یعنی در موقعیتی بودن که کاملاً با آن آشنا هستی، به آن تسلط داری و در آن احساس راحتی و توانمندی می کنی. این عبارت معمولاً برای موقعیت هایی به کار می رود که فرد بهترین عملکرد و بیشترین شادی را دارد، چون کار، فضا یا فعالیتی با استعدادها و شخصیتش هماهنگ است.
• در محیط خود بودن
• در حالتی که کاملاً به آن مسلط هستی
• در فضایی که به آن تعلق داری
• سرزنده و توانا بودن ( چون در جای مناسب خود هستی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او را جلوی جمعیت بگذار، کاملاً در محیط خودش است ( سرزنده و تواناست ) .
او به عنوان یک آشپز، در آشپزخانه ی شلوغ در محیط خودش است.
من در مهمانی های رسمی چندان در محیط خودم نیستم – دورهمی های غیررسمی را ترجیح می دهم.
🔸 نکته:
"In one's element" یعنی در موقعیتی بودن که کاملاً با آن آشنا هستی، به آن تسلط داری و در آن احساس راحتی و توانمندی می کنی. این عبارت معمولاً برای موقعیت هایی به کار می رود که فرد بهترین عملکرد و بیشترین شادی را دارد، چون کار، فضا یا فعالیتی با استعدادها و شخصیتش هماهنگ است.
قدما معتقد بودند جهان از چهار المنت یا عنصر آب و خاک و آتش و باد تشکیل شده است .
... [مشاهده متن کامل]
و این اصطلاح را کسی که کاری را خیلی خوب بلد است و از انجامش حظ می برد می گویند .
عامیانه ( مثال:خوراک خودته )
( موقعیت ) راستِ کار کسی بودن
خوشحال و راضی
شخصی در یک موقعیت خوشحال و راحت هست به خاطر اینکه در اون خوب هست در چیزهایی که به آن مربوط است.