آماده به کار قبل از ساعت اداری، دارای مزیت
کاری را از اول اول انجام دادن
شروع اولین قدم در انجام کاری
She wanted to get in on the ground floor of cooking, then she started frying
شروع اولین قدم در انجام کاری
شروع کردن و درگیر شدن در کاری که بعدا موفقیت به همراه داره
ابتدای و شروع هر کاری مثلا در سرمایه گذاری و معامله و کلا در هر چیزی