in for

پیشنهاد کاربران

I think we are in for some major problems
فکر می کنم ما با مشکلات اساسی مواجه هستیم
آلوده ،
گرفتار
be in for sth مطمئنا تجربه میکنه اونو ( معمولا یک مورد منفی )
مثال:
he is in for a shock مطمئنا شوکه خواهد شد
it looks like we're in for rain بنظر میرسه که با بارون مواجه میشیم