in doing so

تخصصی

[ریاضیات] به این ترتیب

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
با این کار
در انجام این کار
با انجام دادن این کار
بدین ترتیب
🔸 مثال ها:
"The government raised taxes. In doing so, it angered many citizens. "
دولت مالیات ها رو افزایش داد. با این کار، خشم بسیاری از شهروندان رو برانگیخت.
...
[مشاهده متن کامل]

"She quit her job to travel the world. In doing so, she discovered her true passion. "
کارش رو ول کرد تا دنیا رو بگرده. با این کار، علاقه واقعیش رو کشف کرد.
"They destroyed the factory. In doing so, they eliminated hundreds of jobs. "
کارخونه رو نابود کردن. با این کار، صدها شغل رو از بین بردن.
🔸 نکته:
"In doing so" یه عبارت رابطه ایه که به عمل یا تصمیمی که قبلاً ذکر شده اشاره می کنه و نتیجه یا پیامد اون رو بیان می کنه. معمولاً ابتدای جمله دوم می آد و از تکرار فعل جلوگیری می کنه. معادل رسمی تر "by doing this" یا "as a result of this action" هست و بیشتر در نوشتار رسمی، تحلیلی و خبری استفاده می شه.

در این حین، در این مسیر، با انجام این کار
در این راستا
با انجام این عمل
در این راه/ مسیر
مثال:
I believe I should do all I can to proactively achieve my goals, avoiding harm in doing so.
in doing so = در همین حین
by doing so = در نتیجه
به طبع آن. . .
therefore
به انجام دوکار در یک زمان اشاره دارد مثلا: تا ( در حینی ) که پامو گذاشتم بیرون، زمین خوردم! در همان حین، همان موقع
با این کار
متعاقبِ این کار
متعاقب آن
by doing so
in doing so
on doing so
با این کار
در این صورت
در انجام این کار
بدین ترتیب
به عبارتی
اینجوری شد که
با انجام این کار
در چنین حالتی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)