in a snap

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) خیلی سریع، در یک چشم به هم زدن
• ( عامیانه ) راحت و آسان، بدون دردسر
• فوری، بلافاصله
🔸 مثال ها:
"I'll be back in a snap. Just wait here. "
یک چشم به هم زدن ( خیلی سریع ) برمی گردم. فقط همینجا صبر کن.
...
[مشاهده متن کامل]

"The problem was solved in a snap once we found the right expert. "
به محض اینکه متخصص مناسب را پیدا کردیم، مشکل در یک چشم به هم زدن ( خیلی سریع ) حل شد.
"This phone charges in a snap. It's amazing. "
این گوشی در یک چشم به هم زدن ( خیلی سریع ) شارژ می شود. شگفت انگیز است.

در چشم بر هم زدنی - در زمانی بسیار کوتاه - در یک لحظه