in a heartbeat

پیشنهاد کاربران

یکی از معنیاش بدون پشیمانی، با تمام وجود، بدون شک
:I’d marry her again in a heartbeat
( اگر به عقب برگردم ) باز هم بدون ذره ای شک ( و با تمام وجود ) با او ازدواج می کردم
If I could do it all over again, I would do it in a heartbeat
...
[مشاهده متن کامل]

اگر می توانستم دوباره همه چیز را از اول تکرار کنم، بدون هیچ پشیمانی و تردیدی باز هم انجامش می دادم

Immediately. This is especially used in hypothetical situations
You will hit 30s of your life in a heartbeat
تا به خودت بیایی میبینی سی سالته. ( چشم به هم بزنی عمرت رفته )
در یک چشم بهم زدن