in a cult

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• در بند یک فرقه / گرفتار فرقه گرایی
• در دام یک فرقه / تحت نفوذ فرقه
• فرقه زده / مرید و مطیع محض
🔸 مثال ها:
Some critics believe that his supporters are in a cult.
برخی منتقدان معتقدند که حامیان او مانند اعضای یک فرقه، پیرو او هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

They defend him no matter what he does. It's as if they're in a cult.
آنها هر کاری که او بکند، از او دفاع می کنند؛ انگار در یک فرقه گرفتار شده اند.
Marjorie Taylor Greene says MAGA is dead and calls Trump backers in a cult.
مارجوری تیلور گرین می گوید MAGA مرده است و حامیان ترامپ را فرقه زده می خواند.
اصطلاح مرتبط: cult of personality
The leader has built a cult of personality around himself.
آن رهبر پیرامون خود نوعی کیش شخصیت ایجاد کرده است.