imputed

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• attributed, credited; charged, accused, blamed

ارتباط محتوایی

انگلیسی به انگلیسیattributed, credited; charged, accused, blamed
معنی imputed، مفهوم imputed، تعریف imputed، معرفی imputed، imputed چیست، imputed یعنی چی، imputed یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف i، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف i، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف i
کلمه بعدی: imputed cost
اشتباه تایپی: هئحعفثی
آوا: /ایمپوتد/
عکس imputed : در گوگل

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما