improvising

انگلیسی به انگلیسی

• act of improvising, extemporizing, act of performing without advance preparation, act of making up on the spur of the moment

پیشنهاد کاربران

چست گویی. [ چ ُ ] ( حامص مرکب ) بدیهه گویی. سخن گفتن زود و بالبداهه اعم از نظم یا نثر. بالبداهه گفتن شعر. ( دهخدا )
معنی دیگر improvising یعنی doing without planning
که معادل فارسیش میشه کاری رو بدون آمادگی قبلی انجام دادن
مثل اینکه تو یک جلسه باشیم و بدون اینکه پیش نویسی برای سخنرانی داشته باشیم، بدون آمادگی شروع به سخنرانی کنیم. . .
بداهه گویی
بداهه نوازی