impregnation

/ˌɪmˈpregˈneɪʃn̩//ˈɪmpreɡneɪʃn̩/

معنی: لقاح، اشباع، ابستن سازی
معانی دیگر: ابستن سازی، اشباع
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Samples can be left in the impregnation chamber overnight before curing under gentle heat.
[ترجمه ترگمان]نمونه ها را می توان یک شب قبل از پرداخت تحت حرارت ملایم در محفظه آغشته سازی ترک کرد
[ترجمه گوگل]نمونه ها را می توان در یک محفظه اشباع شده در یک شب قبل از خمیر تحت حرارت ملایم قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Estimation of porosity in rocks is aided by impregnation with stained resin.
[ترجمه ترگمان]تخمین تخلخل در سنگ ها با آغشته سازی با رزین stained کمک می شود
[ترجمه گوگل]برآورد تخلخل در سنگها به وسیله اشباع رزین رنگارنگ کمک می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He obviously had impregnation on his mind, but by now Lydia had lost her temper and she told him to get stuffed.
[ترجمه ترگمان]معلوم بود که عقلش را از دست داده است، اما حالا لیدیا temper را از دست داده و به او گفته بود که آن را پر کند
[ترجمه گوگل]او بدیهی است در ذهن او آغشته بود، اما در حال حاضر لیدیا خلق خود را از دست داده بود و او به او گفت که برای پر کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Contraception Birth control by prevention of conception or impregnation.
[ترجمه ترگمان]کنترل تولد Contraception با جلوگیری از لقاح یا آغشته سازی
[ترجمه گوگل]پیشگیری از بارداری کنترل تولد با پیشگیری از برداشت یا اشباع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. An improving station, an impregnation station, a breeding area, a fattening area and a packinghouse will be proposed to build respectively.
[ترجمه ترگمان]یک ایستگاه بهبود، یک ایستگاه impregnation، یک ناحیه تولید کننده، یک ناحیه fattening و یک packinghouse برای ساخت آن پیشنهاد خواهد شد
[ترجمه گوگل]ایستگاه بهبودی، ایستگاه اشباع، یک منطقه پرورش، یک منطقه چاقی و یک شرکت بسته بندی، به ترتیب پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Operated under vacuum impregnation may extend the longevity of the applied product with good appearance and electricity, as well as comply UL-94V0 fire-resistance standard.
[ترجمه ترگمان]Operated تحت اشباع خلا ممکن است طول عمر محصول کاربردی با ظاهر خوب و الکتریسیته و همچنین مطابق با استاندارد مقاومت ضد UL - ۹۴ را گسترش دهند
[ترجمه گوگل]تحت اشباع خلاء عمل می تواند عمر طول عمر محصول مورد نظر را با ظاهر خوب و الکتریسیته افزایش دهد و همچنین UL-94V0 استاندارد مقاومت در برابر آتش را برآورده سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Subsequent to the pre - washing zone, impregnation of the fabric with scouring and bleaching chemicals takes place.
[ترجمه ترگمان]پس از منطقه قبل از شستن، آغشته سازی پارچه با مواد شیمیایی سفید کننده و سفید کردن صورت می گیرد
[ترجمه گوگل]بعد از شستشوی منطقه، آغشته سازی پارچه با مواد شیمیایی تمیز کردن و سفید کننده انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Vacuum impregnation is a technology to modify materials or reach some special demand as the effect of vacuum and impregnation.
[ترجمه ترگمان]اشباع خلا یک فن آوری برای اصلاح مواد و یا رسیدن به برخی تقاضا ویژه به عنوان اثر خلا و آغشته سازی است
[ترجمه گوگل]اشباع خلاء فن آوری برای تغییر مواد و یا رسیدن به برخی از تقاضای خاص به عنوان اثر خلاء و اشباع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Results reveal that the impregnation, drying, calcination and sulfidation are all important processes for the mechanical strength and reliability.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهند که اشباع، خشک کردن، کلسیناسیون و سولفیداسیون همگی فرآیندهای مهمی برای استحکام مکانیکی و قابلیت اطمینان هستند
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که اشباع، خشک شدن، کلسیت کردن و سولفید شدن، همه فرایندهای مهم برای مقاومت مکانیکی و قابلیت اطمینان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Applies to padding and impregnation process.
[ترجمه ترگمان]استفاده از فرآیند آغشته سازی و آغشته سازی
[ترجمه گوگل]اعمال به فرآیند پاشش و اشباع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Silica-supported bismuth molybdate catalysts were prepared by impregnation in a highly dispersed state and by coprecipitation in a largely crystallized state.
[ترجمه ترگمان]کاتالیست های ساپورت شده با سیلیکا با آغشته سازی در یک حالت بسیار پراکنده و توسط coprecipitation ها در یک حالت متبلور شده، تهیه شدند
[ترجمه گوگل]کاتالیزورهای مولیبدن بیسموت با حمایت سیلیکا از طریق اشباع در حالت بسیار پراکنده و با کپی شدن در یک حالت به طور کریستالیزه آماده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Cutinization The impregnation of a plant cell wall with cutin.
[ترجمه ترگمان]Cutinization اشباع یک دیواره سلولی گیاه با cutin
[ترجمه گوگل]Cutinization اشباع یک دیواره سلول گیاهی با برش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This article firstly expatiated the conception of Impregnation, analyzed to use PLC to realize.
[ترجمه ترگمان]این مقاله ابتدا مفهوم of را به تفصیل شرح داد تا PLC مورد استفاده قرار گیرد تا درک شود
[ترجمه گوگل]این مقاله در ابتدا مفهوم Impregnation را مورد بررسی قرار داده و برای استفاده از PLC مورد تحلیل قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Impregnation with calcium or calcium salts ascalcium carbonate.
[ترجمه ترگمان]impregnation با کربنات کلسیم یا کلسیم کربنات کلسیم
[ترجمه گوگل]اشباع با کلسیم یا کلسیم کلسیم کربنات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The basic principle of vacuum impregnation technique, material to be used, technological process are briefly introduced. The illustrative diagram of vacuum impregnation has been given.
[ترجمه ترگمان]اصل اساسی تکنیک اشباع خلا، مواد مورد استفاده، فرآیند فن آوری به طور خلاصه معرفی شده است نمودار توضیحی اشباع خلا ارایه شده است
[ترجمه گوگل]اصل اساسی روش تزریق خلاء، مواد مورد استفاده، فرآیند تکنولوژیکی به طور خلاصه معرفی می شود نمودار تصویر تزریق خلاء داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لقاح (اسم)
fecundation, fertilization, impregnation, zygosis

اشباع (اسم)
imbibition, glut, satiation, suffusion, impregnation, saturation

ابستن سازی (اسم)
impregnation

تخصصی

[نساجی] آغشته سازی - آغشتن منسوج به به محلول - خیساندن تا حد اشباع
[پلیمر] آغشته سازی، خیساندن تا حد سیر شدگی

به انگلیسی

• fertilization, act of making pregnant; infusion, permeation, saturation

پیشنهاد کاربران

اشباع کردن
حامله کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما