imploringly


باالتماس، به استغاثه
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Michael looked at him imploringly, eyes brimming with tears.
[ترجمه گوگل]مایکل با چشمانی پر از اشک با التماس به او نگاه کرد
[ترجمه ترگمان]مایکل با التماس به او نگاه کرد، چشمانش پر از اشک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He looked imploringly at the chief who stood soaked in a tom singlet beside the far watertight door, shaking his head.
[ترجمه گوگل]او با التماس به رئیسی نگاه کرد که آغشته به یک کت تکه ای کنار دری که دور از آب بود ایستاده بود و سرش را تکان می داد
[ترجمه ترگمان]او با التماس به رئیس که در کنار در far قرار داشت نگاه کرد و سرش را به علامت نفی تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He moved his lips and looked at her imploringly.
[ترجمه گوگل]لب هایش را تکان داد و با التماس به او نگاه کرد
[ترجمه ترگمان]او لب هایش را تکان داد و با لحنی تضرع آمیز به او نگریست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She looked up at him imploringly, her face crimson with the shame of their last meeting, and met two of the blackest eyes she had ever seen, dancing in merciless merriment.
[ترجمه گوگل]او با التماس به او نگاه کرد، صورتش به رنگ قرمز از شرم ملاقات آخرشان، و با دو تا از سیاه ترین چشمانی که تا به حال دیده بود، دید که در شادی بی رحمانه می رقصیدند
[ترجمه ترگمان]با التماس به او نگاه کرد، چهره اش از شرم آخرین دیدار، سرخ شد، و دو تن از blackest که دیده بود در شادی و شادی می رقصیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He addresses the viewer directly, imploringly, with a rose in hand.
[ترجمه گوگل]او مستقیماً بیننده را با التماس و با گل رز در دست خطاب می کند
[ترجمه ترگمان]او به طور مستقیم، با التماس، با یک رز در دست مخاطب قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Mercedes looked at them imploringly, untold repugnances at sight of pain written in her pretty face.
[ترجمه گوگل]مرسدس با التماس به آنها نگاه کرد، با دیدن درد که در چهره زیبایش نوشته شده بود، تنفرهای ناگفته ای داشت
[ترجمه ترگمان]مرس ده با نگاهی تضرع آمیز به آن ها نگاه کرد و آثار درد و اندوه بر چهره زیبایش دیده می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He broke in imploringly.
[ترجمه گوگل]او با التماس وارد شد
[ترجمه ترگمان]با لحنی تضرع آمیز گفت:
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He came around the car as she tried to cover herself with her sweater and then, as she looked imploringly into his eyes, he burst out laughing .
[ترجمه گوگل]در حالی که او سعی می کرد خود را با پلیورش بپوشاند، دور ماشین آمد و سپس در حالی که با التماس به چشمان او نگاه می کرد، از خنده منفجر شد
[ترجمه ترگمان]در حالی که می کوشید خود را با sweater بپوشاند و سپس، همان طور که التماس می کرد، در حالی که التماس می کرد، قاه قاه خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. To expect the White House to walk such a confrontational line — especially as much of the Western world looks imploringly to Beijing, cap in hand — is absurd.
[ترجمه گوگل]انتظار این که کاخ سفید چنین خط تقابلی را طی کند - به ویژه با توجه به اینکه بسیاری از جهان غرب با کلاه در دست به پکن نگاه می کنند - پوچ است
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که کاخ سفید چنین خط مستقیمی را پیاده کند - به خصوص که بیشتر مردم جهان غرب با التماس به پکن، کلاه به دست نگاه می کنند - نامعقول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• beseechingly, entreatingly, pleadingly

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما