immortalize

/ˌɪˈmɔːrtəlaɪz//ɪˈmɔːtəlaɪz/

معنی: جاوید کردن، شهرت جاویدان دادن به
معانی دیگر: شهرت ابدی دادن به، جاوید نام کردن، ابدی کردن، جاودانه کردن، نامیر کردن، فناناپذیر کردن، انوشه کردن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: immortalizes, immortalizing, immortalized
مشتقات: immortalization (n.)
• : تعریف: to make immortal; endow with unending life or fame.

جمله های نمونه

1. Marlene Dietrich was immortalized through her roles in films like 'The Blue Angel'.
[ترجمه گوگل]مارلن دیتریش با بازی در فیلم هایی مانند فرشته آبی جاودانه شد
[ترجمه ترگمان]Marlene دیتریخ در نقش های خود در فیلم هایی مانند فرشته آبی جاودانه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dickens'father was immortalized for ever as Mr Micawber in'David Copperfield '.
[ترجمه گوگل]پدر دیکنز برای همیشه در نقش آقای میکاوبر در دیوید کاپرفیلد جاودانه شد
[ترجمه ترگمان]تا ابد پدر آقای میکابر را در آن جا به عنوان آقای میکابر در آن جا قرار داده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dickens' father was immortalized as Mr Micawber in 'David Copperfield'.
[ترجمه گوگل]پدر دیکنز در «دیوید کاپرفیلد» در نقش آقای میکاوبر جاودانه شد
[ترجمه ترگمان]پدر آقای میکابر در آن جا به عنوان آقای میکابر در دفتر دیوید کاپرفیلد قرار گرفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His name was immortalized in 1992 when he scored three goals in the space of five minutes.
[ترجمه گوگل]نام او در سال 1992 با به ثمر رساندن سه گل در فاصله 5 دقیقه جاودانه شد
[ترجمه ترگمان]نام او در سال ۱۹۹۲، زمانی که سه گل در فاصله پنج دقیقه به ثمر رساند، جاودان شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The poet fell in love with her and immortalized her in his verse.
[ترجمه گوگل]شاعر عاشق او شد و او را در بیت خود جاودانه کرد
[ترجمه ترگمان]شاعر عاشق او شد و in را در شعر خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Gregg immortalized himself by replying that his ammunition was exhausted but that he thought he could hold with the bayonet.
[ترجمه گوگل]گرگ با پاسخ به این که مهماتش تمام شده است اما فکر می کند می تواند با سرنیزه نگه دارد، خود را جاودانه کرد
[ترجمه ترگمان]گرگ با گفتن این که گلوله به شدت خسته شده بود و فکر می کرد که می تواند سر نیزه را نگه دارد،
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He would immortalize Jack and vindicate himself from his culpable grief by becoming what Jack would have been.
[ترجمه گوگل]او جک را جاودانه می‌کرد و با تبدیل شدن به آن چیزی که جک می‌بود، خود را از غم و اندوه مقصرش دفاع می‌کرد
[ترجمه ترگمان]او باید جک را به دنیا می اورد و خودش را از غم و اندوه his با آنچه که جک می توانست داشته باشد تایید کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. But the rank-and-file glories immortalized by Malraux have faded into the history books.
[ترجمه گوگل]اما افتخارات درجه یک که توسط مالرو جاودانه شده اند در کتاب های تاریخ محو شده اند
[ترجمه ترگمان]اما افتخارات و and که توسط Malraux جاودان شدند در کتاب های تاریخ محو شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He was determined to be remembered, immortalized.
[ترجمه گوگل]او مصمم بود که به یاد بیاورد، جاودانه شود
[ترجمه ترگمان]او مصمم بود که به یاد بیاورد، تا روی پرده باقی بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Luckily, her husband found George Brownlee to immortalize the middle-aged bear in wood.
[ترجمه گوگل]خوشبختانه شوهرش جورج براونلی را پیدا کرد تا خرس میانسال را در چوب جاودانه کند
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، شوهرش جورج brownlee را برای جاودانه ساختن خرس میانسال در چوب یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. What a way to immortalize this moment!
[ترجمه گوگل]چه راهی برای جاودانه کردن این لحظه!
[ترجمه ترگمان]این لحظه برای جاوید کردن چه راهی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The answer, of course, is immortalize you and your companions in my historical records.
[ترجمه گوگل]جواب البته این است که شما و یارانتان را در سوابق تاریخی خود جاودانه کنم
[ترجمه ترگمان]پاسخ این سوال شما و همراهان شما در سوابق تاریخی من است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Conclusions:In vitro sinusoid endothelial cells could spontaneously immortalize. Some biological characteristics of immortalized cells changed.
[ترجمه گوگل]نتیجه‌گیری: سلول‌های اندوتلیال سینوسی در شرایط آزمایشگاهی می‌توانند به طور خود به خود جاودانه شوند برخی از ویژگی های بیولوژیکی سلول های جاودانه تغییر کردند
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: در شرایط آزمایشگاهی سلول های اندوتلیال در شرایط آزمایشگاهی می توانند به خودی خود جاودانه شوند برخی ویژگی های زیستی سلول های زنده تغییر کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The parliament said it would immortalize the Russian leader's name.
[ترجمه گوگل]پارلمان گفت که نام رهبر روسیه را جاودانه خواهد کرد
[ترجمه ترگمان]پارلمان گفت که نام رهبر روس را جاودانه خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

جاوید کردن (فعل)
eternize, immortalize

شهرت جاویدان دادن به (فعل)
immortalize

انگلیسی به انگلیسی

• make immortal, grant eternal life; make eternally famous (also immortalise)
to immortalize someone or something means to cause them to be remembered for a very long time.

پیشنهاد کاربران

زیمانْدَن [�زیـ� و �ماندن�]: مورد زنده مانی قرار دادن؛ مثلا:
* The wizard used his magic to immortalize the hero, freeing him from the grasp of death. جادوگر هه از جادوی خود برای زیمانْدَن قهرمان هه بَهْرید [استفاده کرد] وا او را از چنگال میرایی رهایید ( رها کرد ) .
منابع• https://vn.amoosin.com/wiki/immortalize• https://vn.amoosin.com/wiki/زیماندن
📋 دوستان در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم mort
📌 این ریشه، معادل "death" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "death" مربوط هستند.
📂 مثال:
🔘 mortality: The state of being subject to death
...
[مشاهده متن کامل]

🔘 mortal: Capable of experiencing death
🔘 mortuary: A place where the dead are prepared for burial
🔘 mortician: A professional who prepares the dead for burial
🔘 postmortem: Occurring after death
🔘 immortal: Not subject to death
🔘 immortality: The state of being free from death
🔘 mortify: To cause deep embarrassment as if leading to death
🔘 mortification: A feeling of extreme shame, as if experiencing death
🔘 mortgage: A financial agreement linked to property until death or full payment
🔘 mortiferous: Causing death
🔘 moribund: Nearing death or decline
🔘 rigor mortis: The stiffness of the body after death
🔘 mortmain: The control of property beyond the death of the owner
🔘 mortally: In a manner related to death
🔘 antemortem: Occurring before death
🔘 perimortem: Occurring around the time of death
🔘 immortalize: To make someone or something remembered beyond death
🔘 mortified: Deeply embarrassed, as if facing death
🔘 mortifying: Causing extreme embarrassment, as if leading to death
🔘 mortificatory: Relating to suffering or discipline as if facing death
🔘 premortem: Before death
🔘 mortifacient: Causing death
🔘 mortgagee: A lender who holds property rights until death or repayment
🔘 mortgagor: A borrower who pledges property until death or full payment
🔘 mort: A term referring to death
🔘 mortiferously: In a manner that brings death
🔘 mortem: A term referring to death, often in legal or medical contexts
🔘 morticianship: The profession of preparing the dead for burial
🔘 immortalism: The belief in life beyond death or avoiding death entirely

شهرت جاویدان دادن به
immortalize
منابع• https://www.ldoceonline.com/dictionary/immortalize
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : immortalize
✅️ اسم ( noun ) : immortal / immortality / immortalist / immortalism
✅️ صفت ( adjective ) : immortal
✅️ قید ( adverb ) : immortally
جاوِیدانیدَن.
جاوِدانیدَن.

بپرس