اصطلاحی به معنی "شک داشتن به اینکه چیزی درست باشه یا اتفاق بیفته"
e. g: you might believe his promises but i'm from missouri.
تو شاید قول هاشو باورکنی ولی من که چشمم آب نمیخوره.
@1100words
تو شاید قول هاشو باورکنی ولی من که چشمم آب نمیخوره.
چشمم آب نمیخوره