illicit

/ˌɪˈlɪsət//ɪˈlɪsɪt/

معنی: قاچاق، نا مشروع، مخالف مقررات
معانی دیگر: غیرقانونی، قدغن، ناروا، ممنوع

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: illicitly (adv.), illicitness (n.)
• : تعریف: not permitted by custom or law; illegitimate.
مترادف: banned, forbidden, illegal, illegitimate, outlawed, proscribed, unlawful
متضاد: lawful, legal, legitimate, licit
مشابه: criminal, unconstitutional, under-the-counter, under-the-table, wildcat

- His illicit stock market dealings eventually got him into trouble.
[ترجمه ترگمان] معاملات نامشروع بازار سهام او در نهایت او را به دردسر انداخت
[ترجمه گوگل] معاملات او در بازار سهام غیرقانونی در نهایت او را به دردسر انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Marriage to a first cousin is illicit in a number of U.S. states.
[ترجمه ترگمان] ازدواج با بستگان درجه اول در تعدادی از ایالات آمریکا غیر قانونی است
[ترجمه گوگل] ازدواج با پسر عموی اول در تعدادی از ایالتهای ایالات متحده غیرقانونی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The senator's wife had been unaware that he had been having an illicit relationship with one of his aides.
[ترجمه ترگمان] همسر سناتور از اینکه رابطه نامشروع با یکی از آجودان های خود داشته بود بی اطلاع بود
[ترجمه گوگل] همسر سناتور متوجه نشده بود که او رابطهی غیرقانونی با یکی از همدستانش داشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. an illicit love affair
رابطه ی عشقی نامشروع

2. the controversy about his illicit affairs
سر و صدای مربوط به روابط نامشروع او

3. The illicit drugs industry has an annual turnover of some £200 bn.
[ترجمه ترگمان]صنعت غیرقانونی مواد مخدر، گردش سالیانه حدود ۲۰۰ میلیارد پوند را دارد
[ترجمه گوگل]صنعت مواد مخدر غیر قانونی گردش مالی سالیانه حدود 200 میلیارد پوند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She slipped outside for an illicit cigarette.
[ترجمه ترگمان] اون بیرون واسه یه سیگار غیر مجاز فرار کرد
[ترجمه گوگل]او بیرون برای یک سیگار غیرقانونی بیرون زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Seizures of illicit drugs have increased by 30 % this year.
[ترجمه ترگمان]میزان مصرف مواد مخدر غیرقانونی در سال جاری ۳۰ درصد افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]تشنج مواد مخدر در سال جاری 30 درصد افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They were prosecuted for illicit liquor selling.
[ترجمه ترگمان]اونا برای فروش مشروبات غیر قانونی تحت تعقیب قرار گرفتن
[ترجمه گوگل]آنها برای فروش مشروبات الکلی تحت تعقیب قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The college cannot condone any behaviour that involves illicit drugs.
[ترجمه ترگمان]این کالج نمی تواند از هر گونه رفتاری که شامل مواد مخدر غیرقانونی است چشم پوشی کند
[ترجمه گوگل]کالج نمیتواند رفتارهایی را که شامل مواد مخدر غیرقانونی هستند، متقاعد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The illicit trade in cattle may have played an important role in providing an economic base for certain upwardly-mobile Goyigama families.
[ترجمه ترگمان]تجارت غیر قانونی گاوها ممکن است نقش مهمی در فراهم کردن اساس اقتصادی برای خانواده های upwardly mobile ایفا کند
[ترجمه گوگل]تجارت غیرقانونی گاوها ممکن است نقش مهمی در ارائه یک پایگاه اقتصادی برای خانواده های گویایگاما به سمت بالا به همراه داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Some will argue that all illicit drugs are too dangerous to legalize.
[ترجمه ترگمان]برخی مدعی هستند که همه مواد مخدر غیر قانونی برای قانونی کردن بسیار خطرناک هستند
[ترجمه گوگل]برخی معتقدند که تمام مواد مخدر غیر قانونی برای قانونی بودن بسیار خطرناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Illicit drug use also has to be set against the context of prescribed drug-taking.
[ترجمه ترگمان]مصرف غیرقانونی مواد مخدر نیز باید در زمینه مواد تجویز شده از مواد مخدر تعیین شود
[ترجمه گوگل]استفاده از مواد مخدر غیرقانونی نیز باید علیه زمینه تجویز داروهای تجویزی تنظیم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It was then that courageous fans began organizing illicit exhibitions.
[ترجمه ترگمان]در آن زمان بود که هواداران دلیرانه شروع به سازماندهی نمایشگاه های غیر قانونی کردند
[ترجمه گوگل]پس از آن طرفداران شجاع شروع به سازماندهی نمایشگاه های غیرقانونی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Santacruz was awaiting trial for illicit enrichment, money laundering and drug trafficking.
[ترجمه ترگمان]Santacruz در انتظار برای غنی سازی نامشروع، پولشویی و قاچاق مواد مخدر بود
[ترجمه گوگل]سانتروکوز در انتظار محاکمه برای غنی سازی غیرقانونی، پولشویی و قاچاق مواد مخدر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Many such drugs were, in fact, illicit now.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، بسیاری از این داروها در حال حاضر غیرقانونی هستند
[ترجمه گوگل]در واقع بسیاری از این داروها اکنون ممنوع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Many illicit drug users simply outgrow the habit once they reach their thirties.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مصرف کنندگان غیرقانونی مواد مخدر تنها زمانی که به سن سی سالگی می رسند، این عادت را فرا می گیرند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مصرف کنندگان مواد مخدر غیر قانونی پس از رسیدن به سی سالگی، عادت خود را از دست می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

قاچاق (صفت)
illicit

نا مشروع (صفت)
unsavory, illegal, unallowed, illicit, unsavoury

مخالف مقررات (صفت)
illicit

تخصصی

[حقوق] غیر مجاز، غیر قانونی، ممنوع

به انگلیسی

• forbidden, against the rules, unlawful
an illicit activity or substance is not allowed by law, or is not acceptable according to the social customs of a country.

پیشنهاد کاربران

غیرقانونی
قاچاق
غیرقانونی، نامشروع
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما