ill conditioned


بد حالت، خراب

تخصصی

[عمران و معماری] شرایط ناموزون
[ریاضیات] نامساعد، بدحالت، بد طرح

پیشنهاد کاربران

adjective :
دارای شرایط نامطلوب
با شرایط نامناسب
دارای شرایط غیربهینه
دارای موقعیت ناسازگار
نمونه:
ill - conditioned radial distribution systems = سیستم های توزیع شعاعی با شرایط نامطلوب
بد شرطیده
بد شرطی شده
بد شرطیده