🔸 مثال ها:
He smiled, if only briefly, before walking away.
او لبخندی زد، هرچند به طور گذرا، قبل از اینکه دور شود.
The sun came out, if only briefly, in the afternoon.
خورشید بعد از ظهر ظاهر شد، هرچند برای مدت کوتاهی.
... [مشاهده متن کامل]
She paused, if only briefly, to catch her breath.
او مکثی کرد، هرچند کوتاه، تا نفس هایش را تازه کند.
The two leaders shook hands, if only briefly, at the summit.
دو رهبر در اجلاس دست دادند، هرچند به طور گذرا.
او لبخندی زد، هرچند به طور گذرا، قبل از اینکه دور شود.
خورشید بعد از ظهر ظاهر شد، هرچند برای مدت کوتاهی.
... [مشاهده متن کامل]
او مکثی کرد، هرچند کوتاه، تا نفس هایش را تازه کند.
دو رهبر در اجلاس دست دادند، هرچند به طور گذرا.
حداقل برای مدت کوتاهی
. The photographs humanized Hitler, if only briefly
آن عکس ها به هیتلر چهره انسانی بخشیدند ، هرچند برای مدت کوتاهی.
آن عکس ها به هیتلر چهره انسانی بخشیدند ، هرچند برای مدت کوتاهی.