if it all

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• اگر اصلاً
• اگر اتفاق بیفتد
• اگر انجام شود
• اگر وجود داشته باشد ( با تأکید بر عدم قطعیت یا کم بودن )
🔸 مثال ها:
• “I'll probably finish work by 6, if it all. ”
...
[مشاهده متن کامل]

احتمالاً تا ساعت ۶ کارم تموم می شه، اگه اصلاً تموم بشه ( اگه بشه ) .
• “He visits his parents once a year, if it all. ”
او سالی یک بار، اگه هم بشه، به دیدن پدر و مادرش می ره.
• “You can have a few minutes of my time, if it all. ”
می تونی چند دقیقه از وقتم رو داشته باشی، اگه اصلاً وقتی داشته باشم.
• “She comes to the office three times a week, if it all. ”
او هفته ای سه بار، اگه هم بیاد، به دفتر می آید. ( یعنی ممکن است حتی کمتر هم بیاید. )
• “I’ll have time to read your report, if it all. ”
وقت می کنم گزارشتو بخونم، اگه اصلاً وقتی داشته باشم. ( یعنی احتمالاً نه. )