🔸 معادل فارسی:
• بیکار بودن / وقت را به بطالت گذراندن
• بیهوده گشتن یا دست روی دست گذاشتن
• بدون هدف و سرگردان بودن
🔸 مثال ها:
He spent the whole afternoon idling about instead of studying for his exams.
... [مشاهده متن کامل]
او تمام بعدازظهر را به جای درس خواندن برای امتحانات، به بیکاری و بطالت گذراند.
The workers were idling about because the machines had broken down.
کارگران به دلیل خرابی ماشین آلات، بیکار ایستاده بودند.
🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Loaf about، Laze و Wander:
Loaf about ( بیکار گشتن ) معنایی بسیار نزدیک به idle about دارد و به تنبلی و وقت گذرانی بی هدف اشاره می کند.
Laze ( تنبلی کردن ) به استراحت و بیکاریِ همراه با لذت یا آرامش اشاره دارد و بار منفی اش کمتر است.
Wander ( پرسه زدن ) به حرکت بی هدف یا گشت وگذار اشاره دارد، اما لزوماً به معنای بیکاری نیست.
Idle about اما روزمره ترین و عام ترین عبارت است که بر نداشتن فعالیت مفید تأکید دارد و می تواند هم در مورد افراد و هم در مورد ماشین آلات ( به معنای روشن بودن بدون کار ) به کار رود.
• بیکار بودن / وقت را به بطالت گذراندن
• بیهوده گشتن یا دست روی دست گذاشتن
• بدون هدف و سرگردان بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او تمام بعدازظهر را به جای درس خواندن برای امتحانات، به بیکاری و بطالت گذراند.
کارگران به دلیل خرابی ماشین آلات، بیکار ایستاده بودند.
🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Loaf about، Laze و Wander:
Loaf about ( بیکار گشتن ) معنایی بسیار نزدیک به idle about دارد و به تنبلی و وقت گذرانی بی هدف اشاره می کند.
Laze ( تنبلی کردن ) به استراحت و بیکاریِ همراه با لذت یا آرامش اشاره دارد و بار منفی اش کمتر است.
Wander ( پرسه زدن ) به حرکت بی هدف یا گشت وگذار اشاره دارد، اما لزوماً به معنای بیکاری نیست.
Idle about اما روزمره ترین و عام ترین عبارت است که بر نداشتن فعالیت مفید تأکید دارد و می تواند هم در مورد افراد و هم در مورد ماشین آلات ( به معنای روشن بودن بدون کار ) به کار رود.
بیکار گشتن - ول گشتن