identify to

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به کسی شناساندن، برای کسی مشخص کردن ( هویت یا نام یک شخص یا چیز )
• به اطلاع کسی رساندن که چه کسی یا چه چیزی
• معرفی کردن ( با جزئیات هویتی ) به شخص یا نهاد دیگر
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

"The cybersecurity firm identified the hackers to the FBI, providing their IP addresses and aliases. "
شرکت امنیت سایبری هویت هکرها را به اف بی آی شناساند ( به آنها گفت ) و آدرس های آی پی و نام های مستعارشان را ارائه داد.
"She identified her ex - husband to the court as the person who had violated the restraining order. "
او شوهر سابقش را به عنوان شخصی که حکم بازداشت را نقض کرده بود به دادگاه شناساند.
"The anonymous letter identified the corrupt official to the journalist. "
نامه ناشناس هویت مقام فاسد را به روزنامه نگار شناساند ( به او گفت ) .