برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1435 100 1

ivory

/ˈaɪvəri/ /ˈaɪvəri/

معنی: عاج، رنگ عاج، دندان فیل، عاجی
معانی دیگر: (رنگ) عاجی، کرم، سپید مایل به زرد، از عاج، (جمع - عامیانه) هر چیز عاج سان: دندان، تاس (نرد)، (بیلیارد و غیره) توپ، گوی، پیلسته، دندان پیل، پیل دندان، دن تین، عاج دندان (به هر شکل)، (جمع) عاج مانند، شی ساخته شده از عاج

بررسی کلمه ivory

اسم ( noun )
حالات: ivories
(1) تعریف: the hard, white, toothlike substance that forms the tusks of elephants and other animals.

(2) تعریف: an article such as a carving that is made of this or a similar substance.

(3) تعریف: an elephant tusk.

(4) تعریف: a pale yellowish white color.

(5) تعریف: (informal; often pl.) something made of or resembling ivory, such as piano keys, dice, or a set of human teeth.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: composed or made of ivory.

- an ivory inlay
[ترجمه ترگمان] یک inlay که از عاج بود،
[ترجمه گوگل] تزئین عاج
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or pertaining to the color ivory.

واژه ivory در جمله های نمونه

1. ivory white
سپید عاجی

2. an ivory box
جعبه‌ی (ساخته شده از) عاج

3. he inlays the table with ivory
او با عاج میز را خاتم‌کاری می‌کند.

4. My shirt is more ivory colour than white.
[ترجمه ترگمان]پیراهن من از رنگ عاج بیشتر است تا سفید
[ترجمه گوگل]پیراهن من بیشتر از رنگ سفید عاج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They don't really, in their ivory towers, understand how pernicious drug crime is.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها واقعا، در برج‌های عاج شان، درک می‌کنند که جنایت تا چه حد خطرناک است
[ترجمه گوگل]آنها واقعا در برجهای عاج خود نمی فهمند که جرم و جنایت مواد مخرب چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The beads were carved from solid ivory.
[ترجمه ترگمان]مهره‌ها از عاج محکم تراشیده شده‌بود
[ترجمه گوگل]دانه ها از عاج جامد حک شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He sho ...

مترادف ivory

عاج (اسم)
ivory , tusk
رنگ عاج (اسم)
ivory
دندان فیل (اسم)
ivory
عاجی (صفت)
ivory , made of ivory

معنی عبارات مرتبط با ivory به فارسی

(جانور شناسی) دارکوب عاجی (campephilus principalis - بومی شرق ایالات متحده)
زغال عاج، عاج سوخته، دوده ی عاج (رنگ سیاه که از عاج سوخته ساخته می شود)، رنگ سیاه که از اهکی کردن عاج میسازند، گرد سوخته استخوان
کشور ساحل عاج (در غرب افریقا - پایتخت: یا موسوکرو - 322463 کیلومتر مربع)
رجوع شود به: vegetable ivory، فندقک
(مجازی - نماد بلند اندیشی همراه با کناره گیری) برج عاج، برج عاج، محل دنج، محل ارام برای تفکر، گوشه خلوت
عاجتراش
عاجدانه (تخم سخت و عاج مانند گیاه بومی امریکای جنوبی به نام phytelephas macrocarpa که از آن دکمه و غیره می سازند)

معنی کلمه ivory به انگلیسی

ivory
• hard white substance which makes up the tusks of elephants and other animals; something made from ivory; elephant tusk; yellowish white color; tooth (slang)
• of or like ivory, made of ivory; creamy white
• ivory is the substance which forms the tusks of elephants. it is valuable, and is often used to make ornaments.
ivory black
• black pigment made from scorched ivory
ivory castle
• inaccessible place, place that is withdrawn from the everyday world
ivory coast
• republic of cote d'ivoire, republic in western africa
• see c?te d'ivoire.
• see c?te d'ivoire.
• see c?te d'ivoire.
• see c?te d'ivoire.
ivory tower
• place withdrawn from the troubles and pressures of everyday life, attitude of aloofness
• if you describe someone as living in an ivory tower, you mean that they deliberately keep themselves away from the practical problems of everyday life; used showing disapproval.
ivory white
• creamy white
ebony and ivory
• song written by paul mccartney about peoples of different races living in harmony
• people of dark skin and light skin; black and white keys on a keyboard; colors of black and white
solid ivory
• stupid, foolish, idiotic

ivory را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
[رنگ]

استخوانی
حسین اسماعیلی زاد
Ivory : ماده ای که دندان یا عاج از آن ساخته میشود. درواقع tusk از جنس ivory است. اما گاهی به جای ivory tusk از ivory استفاده میشود که مجاز از عاج یا دندان بزرگ است.
Tusk : عاج، دندان بزرگ
Neginnk
شیری ،سفید مایل به زرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ivory
کلمه : ivory
املای فارسی : آی‌وری
اشتباه تایپی : هرخقغ
عکس ivory : در گوگل

آیا معنی ivory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )