برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
its - about - time
شبکه مترجمین ایران

its about time

its about time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
وقتشه یا خیلی وقته منتظرشم که اتفاق بیفته
Mohaddeseh
کاری رو زود انجام دادن
pooriya
not soon & mot late
در یک بازه زمانی کوتاه
امیر
وقتش رسیده که
Raha
Very soon وقتشه ، زود یا فورا
پوریا
موقع اش است که
پریسا
دیگر وقتش بود
محمدرضا
وقتش رسیده که
زهرا دولت دوست
دیگر وقت آن رسیدن که...
M.j
چیزی باید حالا یا بزودی انجام شود
raha
Used to say that you think sb should do sth very soon
علیرضا رحمتی
( دیگه وقتشه )
اگر در جمله فاعل باشد فعل پس از عبارت حتما باید ماضی باشد ولی اگر بجای آن to بیاید و فاعلی در جمله نباشد باید فعل مضارع شود :
it's about time we got a car
it's about time to get a car
*-----*
✅همین الان باید انجام بگیره،زمان درست الانه،خیلی زود باید انحام بگیره و...

✅تمام معانی که به معانی بالا می خورند درست می باشد؛چون اینها تنها اصطلاحات زبان انگلیسی هستند و کمی معنیِ کلمه کلمه ی انگلیسی به فارسی شان جور در نمیاد!مثل این همه اصطلاحاتی که ما تو زبان خودمونم داریمشون...


تقدیم به دوستداران زبان انگلیسی🌺🌻🌹🌸💐🌷
mary
An expression used to emphasize that something should have occurred a long time ago.

It's about time that high schools taught their students about basic banking and finance.
باید زودتر از این...
Well, it's about time you got here—I've been waiting for an hour! باید زودتر از این می رسیدی اینجا- یک ساعته که منتظرت موندم.
It's about time that high schools taught their students about basic banking and finance.
مدارس زودتر از این باید مسایل بانداری و مالی ابتدایی رو به دانش آموزان آموزش بدند.
A: "He finally moved out of his parents' house." B: "About time! He's 40 years old."
نفر اول:اون بلاخره خونه ی پدر و مادرش ترک کرد. نفر دوم: باید زودتر از این اقدام می کرد! الان 40 سالشه.
dora
دیگر وقتش است...
حامد
الان دیگه باید انجامش داده باشی
محبوب
دیرو زود داره ولی سوخت و سوز نداره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی its about time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )