برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

isomorphism

/ˌaɪsəˈmɔːrˌfɪzəm/ /ˌaɪsəˈmɔːˌfɪzəm/

(زیست شناسی: شباهت ساختمان و شکل سازواره هایی که به گونه ها و نژادهای مختلف تعلق دارند) جور ریختی، (شیمی: شباهت بلورهای موادی که حاوی عناصر مختلف اند) جوربلوری، همریختی، هم شکلی در بلورشدن، یک ریختی

واژه isomorphism در جمله های نمونه

1. ring isomorphism
یکریختی حلقوی

2. An automorphism of a map is an isomorphism from the map to itself.
[ترجمه ترگمان]نقشه یک نقشه هم ریختی از نقشه به خودش است
[ترجمه گوگل]یک ساختار خودکار یک نقشه یک ایزومورفیسم از نقشه به خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Among them the widespread phenomenon of isomorphism - phase replacement, thus forming a series isomorphous mixed crystals.
[ترجمه ترگمان]در بین آن‌ها پدیده رایج جایگزینی فاز هم ریختی (isomorphism)وجود دارد، در نتیجه یک سری از کریستال‌های مختلط تشکیل می‌دهد
[ترجمه گوگل]در میان آنها پدیده ای گسترده از ایزومورفیسم - جایگزینی فاز، در نتیجه یک سری از کریستال های مخلوط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Although Subgraph Isomorphism problem is known to be NP-complete, our solution is very fast in practice for real circuits.
[ترجمه ترگمان]اگرچه حل مساله NP کامل است، اما راه‌حل ما برای مدارات واقعی بسیار سریع است
[ترجمه گوگل]اگرچه مسئله Isomorphism Subgraph شناخته شده است NP-complete، راه حل ما برای مدارهای واقعی بسیار سریع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی isomorphism در دیکشنری تخصصی

isomorphism
[شیمی] همریختی(شباهت بلورهاى موادى که حاوى عناصر مختلف اند) جوربلورى
[زمین شناسی] یکریختی ،هم ریختی
[ریاضیات] یکریختی
[آب و خاک] همریختی، یکریختی
[ریاضیات] ایزومورفیسم هیئت ها، هم ریختی هیئت ها، ایزومورفیسم میدان ها
[ریاضیات] ایزومورفیسم گروه، هم ریخت گروه ها، ایزومورفیسم گروه ها
[ریاضیات] ایزومورفیسم مجموعه های مرتب، هم ریختی مجموعه های مرتب
[ریاضیات] هم ریختی حلقه ها، ایزومورفیسم حلقه ها
[ریاضیات] قضایای ایزومرفیسم
[ریاضیات] یکریختی پذیرفتنی
[ریاضیات] همریختی جبرها
[ریاضیات] یکریختی تحلیلی
[ریاضیات] پاد یکریختی
[ریاضیات] یکریختی بوت
[ریاضیات] یکریختی دوگان
...

معنی کلمه isomorphism به انگلیسی

isomorphism
• identity or similarity of form or appearance (biology)

isomorphism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسين اله كرم تاجدي
يكنواختي
احسان
یکریختی
هدی چامه‌ای
هم‌شکلی یا تشابهِ ساختاری
از صفاتِ قصدمندی در فلسفه و علوم شناختی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی isomorphism

کلمه : isomorphism
املای فارسی : ایسمرفیسم
اشتباه تایپی : هسخئخقحاهسئ
عکس isomorphism : در گوگل

آیا معنی isomorphism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )