برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

isomorphic


(دارای شکل یا ساختمان مشابه) همدیس، هم شکل، همریخت

بررسی کلمه isomorphic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of different origins but similar in form and appearance, as some biological organisms.

(2) تعریف: of different chemical composition but capable of crystallizing in a form like that of another element or compound; isomorphous.

واژه isomorphic در جمله های نمونه

1. isomorphic graph
گراف همریخت

2. As we have argued elsewhere, this is isomorphic to the multiple - reader, multiple - case design in medical imaging.
[ترجمه ترگمان]همانطور که در جاه‌ای دیگر استدلال کردیم، این متناظر با طراحی چندگانه، طراحی چند موردی در تصویربرداری پزشکی است
[ترجمه گوگل]همانطور که ما در جای دیگر بحث کرده اید، این به چند خواننده، طراحی چند منظوره در تصویربرداری پزشکی منزوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Two graphs are isomorphic if there is a correspondence between their vertex sets that preserves adjacency.
[ترجمه ترگمان]دو گراف متناظر هستند اگر بین مجموعه‌های آن‌ها که مجاورت را حفظ می‌کند یک تناظر وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]دو گراف به صورت ایزومورفیک هستند در صورتی که بین مجموعه ای از ریشه های آنها وجود داشته باشد که حاشیه را حفظ می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. To show that two graphs are isomorphic one must indicate an isomorphism between them.
[ترجمه ترگمان]برای نشان دادن این که دو نمودار متناظر هستند باید هم ریختی بین آن‌ها را نشان دهد
[ترجمه گوگل]برای نشان دادن اینکه دو گراف یک هسته هستند، باید یک ایزومورفیسم بین آنها را نشان دهد
[ترجمه شما] ...

معنی isomorphic در دیکشنری تخصصی

isomorphic
[ریاضیات] یکسان، هم ریخت، همسان، یک ریخت
[ریاضیات] دستگاه های جبری یکریخت
[ریاضیات] جبر بولی یک ریخت
[شیمی] گراف هم ریخت
[ریاضیات] گراف های یکریخت
[ریاضیات] گروه های یکریخت
[ریاضیات] شبکه ی یک ریخت
[پلیمر] جانشینی هم شکل
[ریاضیات] غیر یکسان، غیر ایزومرف، نایکسان

معنی کلمه isomorphic به انگلیسی

isomorphic
• having the same form or appearance (biology)

isomorphic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اصغر سلحشور
همگن، همگون، یکدست، یکنواخت، همسان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی isomorphic

کلمه : isomorphic
املای فارسی : ایسمرفیک
اشتباه تایپی : هسخئخقحاهز
عکس isomorphic : در گوگل

آیا معنی isomorphic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )