برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

islander

/ˈaɪləndər/ /ˈaɪləndə/

معنی: جزیرهنشین
معانی دیگر: آبخست زی، ساکن جزیره

بررسی کلمه islander

اسم ( noun )
• : تعریف: one born or living on an island.

واژه islander در جمله های نمونه

1. I was chatting to an islander who had just caught a fish.
[ترجمه ترگمان]داشتم با یکی از islander صحبت می‌کردم که تازه ماهی صید کرده بود
[ترجمه گوگل]من به یک جزیره ای که فقط ماهی گرفتار بود چت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Clairol 6 Everything for the beach . . . Islander beach duffel bag, £ 9
[ترجمه ترگمان]۶ همه چیز برای ساحل ساحلی و یا کیف beach
[ترجمه گوگل]Clairol 6 همه چیز برای ساحل کیسه دوشاخه ساحل جزیره، 9 پوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The vet, old Percy, was an islander, a Volunteer.
[ترجمه ترگمان]دامپزشک پیر، پرسی پیر، داوطلب نیروی داوطلب شده بود
[ترجمه گوگل]دامپزشک قدیمی پرسی، جزیره ای بود که داوطلب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Islander was now really beginning to clock up the miles.
[ترجمه ترگمان]هر دری که در حقیقت به هر دری زده بود اکنون کم‌کم داشت از مایل‌ها دورتر می‌شد
[ترجمه گوگل]Islander در حال حاضر واقعا شروع به ساعت تا مایل
[ترجمه شما] ...

مترادف islander

جزیرهنشین (اسم)
islander

معنی کلمه islander به انگلیسی

islander
• resident of island
• islanders are people who live on an island.

islander را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی islander

کلمه : islander
املای فارسی : ایسلندر
اشتباه تایپی : هسمشدیثق
عکس islander : در گوگل

آیا معنی islander مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )