برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1438 100 1

irate

/aɪˈreɪt/ /aɪˈreɪt/

معنی: خشمگین، خشمناک
معانی دیگر: خشم آلود، عصبانی، قهرآلود، ارغند، غضبناک، غضب آلود

بررسی کلمه irate

صفت ( adjective )
مشتقات: irately (adv.), irateness (n.)
(1) تعریف: very angry; furious or indignant.
مترادف: angry, incensed, indignant
مشابه: furious, livid, mad, resentful, savage, wrathful

- When she heard about her son being bullied at school, she was irate.
[ترجمه ممد] وقتی درباره پسرش که در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد شنید عصبانی شد
|
[ترجمه ترگمان] وقتی شنید که پسرش در مدرسه او را آزار می‌دهد، خشمگین بود
[ترجمه گوگل] هنگامی که او در مورد پسرش که در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار گرفت شنیده بود، احساس ناراحتی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The irate driver got out of his car and yelled at the driver who'd hit him.
[ترجمه ترگمان] راننده خشمگین از ماشینش پیاده شد و به راننده که او را کتک زده بود داد زد
[ترجمه گوگل] راننده اذیت شده از ماشینش خارج شد و در راننده که به او ضربه زده بود، فریاد می زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه irate در جمله های نمونه

1. an irate look
نگاه خشم‌آمیز

2. the people were irate over high taxes
مردم از مالیات‌های سنگین به خشم آمده بودند.

3. my delay had made him irate
تاخیر من او را خشمگین کرده بود.

4. The irate animal made for us, coming at a full jump.
[ترجمه ترگمان]حیوان خشمگین برای ما درست شده، و با جهش کامل به سوی ما می‌اید
[ترجمه گوگل]حیوانات پرطرفدار ساخته شده برای ما، به پرش کامل می آیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The TV station has been under siege from irate viewers phoning in to complain.
[ترجمه ترگمان]این ایستگاه تلویزیونی تحت محاصره viewers خشمگین برای شکایت کردن قرار گرفته‌است
[ترجمه گوگل]ایستگاه تلویزیون تحت محاصره بینندگان تماشایی است که به شکایت میپردازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The owner was so irate he almost threw me out of the place.
[ترجمه ترگمان]مالک خیلی خشمگین بود که نزدیک بود مرا از آنجا دور کند
[ترجمه گوگل]صاحب آنقدر ناراحت بود که تقریبا من را از محل خارج کرد
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

مترادف irate

خشمگین (صفت)
angry , exasperate , furious , indignant , irate , fierce , wroth , wrathful , rabid , snappish , snuffy
خشمناک (صفت)
angry , furious , irate , ireful

معنی کلمه irate به انگلیسی

irate
• angry, furious, incensed, enraged
• if you are irate, you are very angry; a formal word.

irate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامران
عصبانی
پروین
ناراضی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی irate
کلمه : irate
املای فارسی : ایرت
اشتباه تایپی : هقشفث
عکس irate : در گوگل

آیا معنی irate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )