برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1463 100 1

inventor

/ˌɪnˈventər/ /ɪnˈventə/

معنی: موجد، جاعل، مخترع
معانی دیگر: مبدع، نوآفرین، تازه اندیش

بررسی کلمه inventor

اسم ( noun )
• : تعریف: one who invents, esp. a new device, process, or the like.
مشابه: architect

واژه inventor در جمله های نمونه

1. The government patented the device to its inventor.
[ترجمه ترگمان]دولت این دستگاه را به مخترع خود ثبت کرد
[ترجمه گوگل]دولت دستگاه را به مخترع خود اختراع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Rubik cube derives its name from its inventor.
[ترجمه b] مکعب روبیک لسم خود را از مخترع خود گرفته است
|
[ترجمه ترگمان]مکعب روبیک نام خود را از مخترع آن گرفته‌است
[ترجمه گوگل]مکعب روبیک نام خود را از مخترع خود می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Edison won his spurs as an inventor while rather young.
[ترجمه ترگمان]ادیسون به عنوان یک مخترع مورد علاقه او به عنوان یک مخترع مورد استفاده قرار می‌گیرد
[ترجمه گوگل]ادیسون اسپرز خود را به عنوان مخترع در حالی که نه جوان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The inventor had an or ...

مترادف inventor

موجد (اسم)
creator , inventor , inventer
جاعل (اسم)
inventor , forger
مخترع (اسم)
inventor

معنی inventor در دیکشنری تخصصی

inventor
[ریاضیات] جاعل، مخترع

معنی کلمه inventor به انگلیسی

inventor
• one who invents
• an inventor is a person who has invented something, or whose job it is to invent things.

inventor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hosseinkh
مخترع
حدیث ایران
مخترع
کیمیا
مخترع
taranom
مخترع
Parhom
مخترع
shiva_sisi‌
متخــــرع**کشف کــردن**
shiva_sisi‌
someone who has invented something, or whose job is to invent things
sportwoman
a person who makes a thing that it is useful for the first time

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی inventor
کلمه : inventor
املای فارسی : اینونتر
اشتباه تایپی : هدرثدفخق
عکس inventor : در گوگل

آیا معنی inventor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران