برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1525 100 1
شبکه مترجمین ایران

intermittency

واژه intermittency در جمله های نمونه

1. A prelude phase-locked staircase to type V intermittency in a model of a electronic relaxation oscillator is reported.
[ترجمه ترگمان]یک prelude phase برای نوع V در یک مدل از یک نوسان‌ساز relaxation الکترونیکی گزارش می‌شود
[ترجمه گوگل]یک پله ای که در مرحله پیشنهادی قرار گرفته است به نوع اتصال V در مدل اسیلاتور آرام ساز الکترونیکی گزارش شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His study analyzed how perceived problems—such as intermittency—could be overcome with interconnection of offshore wind systems and careful turbine placement.
[ترجمه ترگمان]مطالعه او نشان داد که چگونه مشکلات درک شده - مانند intermittency - می‌تواند با اتصال سیستم‌های باد ساحلی و جایگزینی دقیق توربین، غلبه کند
[ترجمه گوگل]تحقیق او را تجزیه و تحلیل کرده است که چگونه مشکلات درک شده - مانند intermittency - می تواند با اتصال به سیستم های باد در دریای خزر و قرار دادن توربین دقیق برطرف شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The intermittency of wind power does mean that we would need to run our electricity grids in a very different way.
[ترجمه ترگمان]استفاده از انرژی باد به این معنی است که ما باید شبکه‌های برق خود را به روش بسیار متفاوتی اجرا کنیم
[ترجمه گوگل]متناوب شدن قدرت باد به این معنی است که ما نیاز به راه اندازی شبکه های برق ما را به طرق مختل ...

معنی کلمه intermittency به انگلیسی

intermittency
• state of being intermittent, condition of being paused at intervals

intermittency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی کرد تبار
متناوب
تناوب
MS. Salimi
تناوب {منظور تناوبی است که نامنظم، منقطع و معمولا غیرقابل پیش‌بینی باشد}
رهگذر
تناوبی بودن
ماهیت تناوبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی intermittency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )