برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1715 100 1
شبکه مترجمین ایران

interconnecting

واژه interconnecting در جمله های نمونه

1. Our operating system can now interconnect with other networks.
[ترجمه ترگمان]سیستم عملیاتی ما اکنون می‌تواند با شبکه‌های دیگر به هم متصل شود
[ترجمه گوگل]سیستم عامل ما هم اکنون می تواند با شبکه های دیگر ارتباط برقرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's strange how people's lives interconnect.
[ترجمه ترگمان]زندگی مردم عجیب و غریب است
[ترجمه گوگل]عجیب است که زندگی مردم چگونه متصل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Bad housing is interconnected with debt and poverty.
[ترجمه ترگمان]خانه نامناسب با بدهی و فقر بهم مرتبط است
[ترجمه گوگل]مسکن بد با بدهی و فقر ارتباط دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The causes are many and may interconnect.
[ترجمه ترگمان]دلایل بسیاری هستند و ممکن است به هم متصل شوند
[ترجمه گوگل]علل بسیاری هستند و ممکن است اتصال داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه interconnecting به انگلیسی

interconnecting
• connected with each other

interconnecting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پویا
به هم پیوستن، به هم وصل کردن یا بودن، هم پیوند کردن یا بودن، بهم پیوستن، بهم وصل کردن
تورج
متصل-کننده - پیونددهنده - مرتبط-کننده
کرام
اَندَروَصلیدَن =
Interconnect
اندروصلیدن/اندروصلان =
Interconnecting
اندروصلان مانند خندان( چیزی که می‌اَندروَصلد = کسی که می‌خندد)

اندروصلنده =
Interconnector
اندروصلیده =
interconnected
اندروصلِش =
interconnection
اندروصلین =
interconnective
اندروصلینگی =
Interconnectivty
اندروصلینیدن = Interconnectivate
اندروصلینِش = interconnectivation
اندروصلیدهیَّت =
Interconnectedness

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی interconnecting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )