برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

interception

/ˌɪntərˈsepʃn̩/ /ˌɪntəˈsepʃn̩/

معنی: جلو گیری، حائل بودن
معانی دیگر: حائل شدن، قطع کردن

بررسی کلمه interception

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of intercepting or the condition of being intercepted.

(2) تعریف: in sports, esp. football, an act or instance of intercepting a pass.

واژه interception در جمله های نمونه

1. Interception of cell phone calls has been a criminal act since 198 when those devices were included in federal wiretap statutes.
[ترجمه ترگمان]تعداد تماس‌های تلفن همراه از ۱۹۸ زمانی که این دستگاه‌ها در ادارات فدرال اداره می‌شوند، یک اقدام جنایی بوده‌است
[ترجمه گوگل]تصویب تماس های تلفن همراه از سال 1981، زمانی که این دستگاه ها در قوانین سرویس های تلفن فدرال گنجانده شده است، یک عمل جنایی بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Always increase the interception angle if the wind significantly affects it.
[ترجمه ترگمان]اگر باد به طور قابل‌توجهی بر روی آن تاثیر بگذارد، همیشه زاویه رهگیری را افزایش دهید
[ترجمه گوگل]اگر باد به طور قابل ملاحظه ای بر آن تاثیر می گذارد، همیشه زاویه پیمایش را افزایش دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Jet fighters practicing interception maneuvers no longer can approach nonmilitary aircraft without consulting ground control first, Sen.
[ترجمه ترگمان]جت‌های جنگنده که تمرینات رهگیری را تمرین می‌کنند، دیگر می‌توانند بدون مشورت اول، بدون مشورت با زمین، به هواپیماهای غیرنظامی نزدیک شوند
[ترجمه گوگل]جنگجویان جت که تمرینات مانورهای رهگیری را انجام می دهند، نمی توانند بدون نیاز به زمین های کنترل زمین، به هواپیماهای بدون سرنشین نزدیک شوند
[ترجمه شما] ...

مترادف interception

جلو گیری (اسم)
abatement , curb , prevention , snub , countercheck , suppression , restraint , interdict , obstruction , blockage , restriction , preservation , interdiction , debarment , forbiddance , interception , stoppage
حائل بودن (اسم)
interception

معنی interception در دیکشنری تخصصی

interception
[عمران و معماری] گیرش
[ریاضیات] برش، جلوگیری، فصل، انقطاع
[آب و خاک] اینترسپشن،گیرش گیاهی
[آب و خاک] برگاب، زهکش جمع آوری کننده
[آب و خاک] تلفات برگات
[آب و خاک] برگابه آسمانه
[برق و الکترونیک] رهگیری با کنترل زمینی یک سیستم راداری که به کنترل کننده رادار واقع در روی زمین یا کشتی امکان هدایت رادیویی یک هواپیما تا رهگیری تلافی و هواپیمای دیگر را می دهد.
[خاک شناسی] بارش گیر
[خاک شناسی] بارش گیر
[آب و خاک] برگاب ، ربایش

معنی کلمه interception به انگلیسی

interception
• act of taking or seizing; delay, hinderance, obstruction; interruption; act of preventing enemy forces from carrying out their mission (military)
interception of an airplane
• forcing of an airplane to deviate from its course; shooting down of an enemy airplane
interception of short range rockets
• shooting down of short-range missiles

interception را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
توی رمز نگاری و کامپیوتر معنی استراق سمع میده
مریم حیدری
در رمز نگاری معنی استراق سمع داره
مریم حیدری
در رمز نگاری = استراق سمع
Hamid
رهگیری
شهریار
قطع کردن
آرش اکبری
در فوتبال : توپ گیری ، قطع توپ
Maryam
در زمین شناسی معنی برگاب میده
برگاب
جذب سطحی بخشی از یک قطره اب توسط برگ گیاه
فاطیما
رهگیری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی interception

کلمه : interception
املای فارسی : اینترکپتین
اشتباه تایپی : هدفثقزثحفهخد
عکس interception : در گوگل

آیا معنی interception مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )