برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

instructive

/ˌɪnˈstrəktɪv/ /ɪnˈstrʌktɪv/

معنی: یاد دهنده، اموزنده
معانی دیگر: آموزنده، پرهیختگر

بررسی کلمه instructive

صفت ( adjective )
مشتقات: instructively (adv.), instructiveness (n.)
• : تعریف: serving to inform or educate; informative; enlightening.

واژه instructive در جمله های نمونه

1. such experiences are very instructive
این قبیل تجربیات بسیار آموزنده است.

2. It is instructive to see how other countries are tackling the problem.
[ترجمه ترگمان]بسیار آموزنده است که ببینیم کشورهای دیگر چگونه با این مشکل برخورد می‌کنند
[ترجمه گوگل]این آموزنده است که ببینیم کشورهای دیگر چه مشکلی را حل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Thank you, that was very instructive.
[ترجمه ترگمان] ممنون، خیلی آموزنده بود
[ترجمه گوگل]با تشکر از شما، این بسیار آموزنده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The minister's visit to the prison was not instructive.
[ترجمه ترگمان]دیدار وزیر برای زندان آموزنده نبود
[ترجمه گوگل]بازدید وزیر به زندان، آموزنده نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It was a most instructive day.
[ترجمه ترگمان]روز most بود
[ترجمه گوگل]این روز آموزنده ترین بود
[ترجمه شما] ...

مترادف instructive

یاد دهنده (صفت)
didactic , instructive
اموزنده (صفت)
erudite , instructive , informative , instructor's

معنی instructive در دیکشنری تخصصی

instructive
[ریاضیات] چیز یاد دهنده، عبرت آمیز، آگاهی دهنده

معنی کلمه instructive به انگلیسی

instructive
• serving to instruct or teach
• something that is instructive gives you useful information.

instructive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اشکان خدایار
آموزنده.
It's instructive
این آموزنده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی instructive

کلمه : instructive
املای فارسی : اینستروکتیو
اشتباه تایپی : هدسفقعزفهرث
عکس instructive : در گوگل

آیا معنی instructive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )