برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

instil(l)


چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، کم کم فهماندن، کم کم تلقین کردن

instil(l) را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی instill

کلمه : instil(l)
املای فارسی : اینستیل(ل)
اشتباه تایپی : هدسفهم(م)
عکس instil(l) : در گوگل

آیا معنی instil(l) مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )