برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1467 100 1

inscribed


System.String[]

واژه inscribed در جمله های نمونه

1. the motto inscribed on u. s. coins is this: in god we trust
شعار نقش شده بر سکه‌های امریکا این است: توکل ما به خداست.

2. their names were inscribed on a large metal plate
اسم‌های آنان روی یک صفحه‌ی فلزی بزرگ برنوشته شده بود.

3. The volume had been personally inscribed by the author.
[ترجمه ترگمان]کتاب شخصا نوشته شده بود
[ترجمه گوگل]حجم شخصا توسط نویسنده نوشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I can't decipher what is inscribed on the pillar.
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانم چیزی را که روی ستون نوشته شده کشف کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم چیزی را که روی ستون نوشته شده است کشف کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Inside the cover someone had inscribed the words 'To Thomas, with love'.
[ترجمه ترگمان]درون سرپوش کسی نوشته بود: توماس با عشق
[ترجمه گوگل]در داخل پوشش کسی کلمه 'به توماس، با عشق' نوشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف inscribed

محاط (صفت)
surrounded , contained , inscribed

معنی inscribed در دیکشنری تخصصی

inscribed
[ریاضیات] محاط شده، محاطی، محاط
[ریاضیات] زاویه ی محاطی
[ریاضیات] دایره ی محاطی داخلی، دایره ی محاطی
[ریاضیات] دایره ی محاطی یک چندضلعی
[ریاضیات] دایره ی محاطی یک مثلث
[ریاضیات] چندضلعی محاطی، چندضلعی محاط شده
[ریاضیات] ناحیه درون کشیده

معنی کلمه inscribed به انگلیسی

inscribed
• recorded in words, engraved, written down
inscribed angle
• angle whose point is on the perimeter of a circle

inscribed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
منقوش، نقش‌شده، حک‌شده، منقش (بر)
بدیعی
کتیبه
بدیعی
کتیبه
علی اصغر سلحشور
نوشته دار، مکتوب، نوشته شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی inscribedکلمه : inscribed
املای فارسی : اینسکریبد
اشتباه تایپی : هدسزقهذثی
عکس inscribed : در گوگل

آیا معنی inscribed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران