برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1432 100 1

initio


در اغاز، در ابتدا

واژه initio در جمله های نمونه

1. ab initio their plan was doomed to fail
از همان آغاز نقشه‌ی آنها محکوم به شکست بود.

معنی عبارات مرتبط با initio به فارسی

(لاتین) از آغاز، از ابتدا، از اول

معنی کلمه initio به انگلیسی

ab initio
• from the beginning (latin)
void ab initio
• lacked validity from the start, is not obligatory

initio را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی initio
کلمه : initio
املای فارسی : ینیتیو
اشتباه تایپی : هدهفهخ
عکس initio : در گوگل

آیا معنی initio مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )