برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1431 100 1

informatics


اطلاع رسانى، انفورماتیک کامپیوتر : خودکارى اگاهانه

واژه informatics در جمله های نمونه

1. Master Program in Graduate Institute of Biomedical Informatics.
[ترجمه ترگمان]برنامه اصلی در موسسه تحصیلات تکمیلی انفورماتیک زیستی
[ترجمه گوگل]برنامه استاد در موسسه فارغ التحصیل علوم انسانی پزشکی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Medical Informatics is an interdisciplinary subject which is composed of Medicine, Information Science and Management.
[ترجمه ترگمان]دانشکده انفورماتیک پزشکی، یک موضوع میان رشته‌ای است که از دانشکده پزشکی، علوم اطلاع‌رسانی و مدیریت تشکیل شده‌است
[ترجمه گوگل]علوم انسانی پزشکی یک موضوع بین رشته ای است که متشکل از پزشکی، علوم و مدیریت اطلاعات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We used data from the Kenya Health Workforce Informatics System on the nursing workforce to determine the effect of the Emergency Hiring Plan on nurse shortages and maldistribution.
[ترجمه ترگمان]ما از اطلاعات سیستم انفورماتیک نیروی کار کنیا در بخش نیروی کار پرستاری برای تعیین تاثیر برنامه استخدام اضطراری بر روی کمبود پرستار و maldistribution استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]ما از سیستم اطلاعاتی نیروی کار بهداشت کنیا در نیروی کار پرستاری استفاده کردیم تا تاثیر طرح اضطراری برای کمبود پرستار و توزیع نادرست را تعیین کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی informatics در دیکشنری تخصصی

informatics
[کامپیوتر] خودکاری آگاهانه ؛ انفورماتیک ؛ اطلاع رسانی
[ریاضیات] انفورماتیک، خودکاری آگاهانه

معنی کلمه informatics به انگلیسی

informatics
• computer science, study of information processing
international olympiad in informatics
• yearly computer science competition for high school students worldwide

informatics را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
داده‌ورزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی informatics
کلمه : informatics
املای فارسی : اینفرمتیکس
اشتباه تایپی : هدبخقئشفهزس
عکس informatics : در گوگل

آیا معنی informatics مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )