برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1672 100 1
شبکه مترجمین ایران

inflammatory

/ˌɪnˈflæməˌtɔːri/ /ɪnˈflæmətr̩i/

معنی: اتش افروز، فتنه جو، فساد امیز، اشتعالی
معانی دیگر: تحریک آمیز، بر انگیز، بر انگیزگر، آتشین، فتنه انگیز، آغازگر، آشوب انگیز

بررسی کلمه inflammatory

صفت ( adjective )
مشتقات: inflammatorily (adv.)
(1) تعریف: tending to arouse and excite the emotions, or call forth an emotional response.
مترادف: fiery, incendiary, provocative
مشابه: burning, combustible, demagogic, explosive, fervent, fervid, flaming, passionate, rabid, red-hot, spirited

- The speaker's inflammatory statements turned the audience into an angry mob.
[ترجمه ترگمان] اظهارات فتنه‌انگیز سخنگو، حضار را به یک گروه عصبانی تبدیل کرد
[ترجمه گوگل] اظهارات التهابی بلندگو مخاطب را به یک توده عصبانی تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His treatise criticizing the priesthood was an inflammatory piece of writing.
[ترجمه ترگمان] رساله او با انتقاد از کشیش شدن، اثر inflammatory بود
[ترجمه گوگل] رسالۀ او از نقد کشیشان، یک قطعه التهابی نوشتن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: characterized by, caused by, or causing inflammation.

- Rheumatoid arthritis is an inflammatory disease.
[ترجمه ترگمان] آرتروز Rheumatoid یک بیماری التهابی است
[ترجمه ...

واژه inflammatory در جمله های نمونه

1. inflammatory words that inclined the workers to go on strike
کلمات آتشینی که کارگران را به اعتصاب راغب کرد

2. He gave a inflammatory address to the audience.
[ترجمه ترگمان]او آدرس inflammatory برای حضار داد
[ترجمه گوگل]او یک مخاطب التهابی را به مخاطب فرستاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The men were using inflammatory language/making inflammatory remarks about the other team's supporters.
[ترجمه ترگمان]این مردان از زبان فتنه‌انگیز سخن می‌گفتند و سخنان فتنه‌انگیز خود را در مورد حامیان تیم دیگر بیان می‌کردند
[ترجمه گوگل]مردان با استفاده از زبان التهابی / اظهارات التهابی در مورد طرفداران تیم دیگر صحبت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Prime Minister was extremely cautious, saying nothing inflammatory and giving no hostages to fortune.
[ترجمه ترگمان]نخست‌وزیر شدیدا محتاط بود و هیچ چیز فتنه‌انگیز ایراد نمی‌کرد و هیچ hostages به ثروت نمی‌داد
[ترجمه گوگل]نخست وزیر به شدت محتاط بود، چیزی نپسندیده و چیزی برای جبران گروگانها نیافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف inflammatory

اتش افروز (صفت)
inflammatory , incentive , incendiary , tindery
فتنه جو (صفت)
bellicose , militant , inflammatory , seditious
فساد امیز (صفت)
inflammatory , corruptive
اشتعالی (صفت)
inflammatory

معنی کلمه inflammatory به انگلیسی

inflammatory
• tending to excite or arouse passion or anger, provocative; seditious; causing or caused by inflammation; of or characterized by swelling or redness
• an inflammatory speech or action is likely to make people very angry or hostile.
anti inflammatory
• against inflammation, relieves irritation (medicine)
• medication that reduces inflammation, medication that relieves irritation

inflammatory را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

baran
التهابی
محمد حسن طالبی
التهاب
بهروز
التهابی
پارسا اکبری
التهاب زا ، ملتهب کننده
زهرا میرحسینی
تنش آفرین
دکتر
در زبان تخصصی مدیریت
این لغات به معنی "تحریک آمیز" نیز استفاده میشود
Inflammatory Slogan
عنوان تحریک آمیز
Inflammatory Slogan
نام تحریک کننده /یا / نام خیلی توی دید ( تابلو) - میتواند اینجا مترادف Distinguished باشد: ( تابلو)
Sajad.H
تحریک کننده، التهابی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی inflammatory

کلمه : inflammatory
املای فارسی : اینفلممتری
اشتباه تایپی : هدبمشئئشفخقغ
عکس inflammatory : در گوگل

آیا معنی inflammatory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )