برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

inefficiency

/ˌɪnəˈfɪʃənsi/ /ˌɪnɪˈfɪʃənsi/

معنی: بی کفایتی، عدم کاردانی، بی عرضگی، بی ظرفیتی

بررسی کلمه inefficiency

اسم ( noun )
حالات: inefficiencies
(1) تعریف: the state or quality of being inefficient.
متضاد: efficiency

(2) تعریف: that which is inefficient.
متضاد: efficiency

واژه inefficiency در جمله های نمونه

1. their inefficiency makes one sick
بی‌عرضگی آنها آدم را دلزده می‌کند.

2. she kept harping on her husband's inefficiency
او مرتبا درباره‌ی بی‌عرضگی شوهرش حرف می‌زد.

3. this setback was another illustration of his inefficiency and stupidity
این شکست نمونه‌ی دیگری از بی‌عرضگی و نابخردی او بود.

4. the dry rot of a government that is more afraid of criticism than its own inefficiency
درون تباهی حکومتی که از انتقاد بیشتر می‌ترسد تا از بیعرضگی خود

5. Conflict between management and workers makes for inefficiency in the workplace.
[ترجمه ترگمان]تعارض بین مدیریت و کارگران باعث ناکارآمدی در محل کار می‌شود
[ترجمه گوگل]مناقشه بین مدیریت و کارکنان، باعث ناکارآمدی در محل کار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This economic system is working in inefficiency.
[ترجمه ترگمان]این سیستم اقتصادی در ناکارآمدی کار می‌کند
[ترجمه گوگل]این سیستم اقتصادی در ناکارآمدی کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The report drew a grim picture of inefficiency and c ...

مترادف inefficiency

بی کفایتی (اسم)
incompetence , incompetency , inefficacy , inadequacy , inefficacity , inefficiency
عدم کاردانی (اسم)
inefficiency
بی عرضگی (اسم)
ineptitude , inefficiency
بی ظرفیتی (اسم)
inefficiency

معنی inefficiency در دیکشنری تخصصی

inefficiency
[ریاضیات] عدم کارایی، ناکارایی

معنی کلمه inefficiency به انگلیسی

inefficiency
• lack of efficiency, incompetency, incapability
• if you refer to the inefficiency of a person, organization, or system, you are referring to the fact that they are badly organized and do not use resources, equipment, or time in the best possible way.
breed inefficiency
• cause inefficiency

inefficiency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ngr
بی کافیتی _ به درد نخوردن
Forough
ناکافی
بهار ابراهیمی
با بهترین کیفیت ممکن کار نکردن
Farhood
بی‌کفایتی،
بی عرضگی

The report drew a grim picture of inefficiency and corruption
Shamim
ناکارآمدی
Negin
The inefficient way in which sth/an does sth

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی inefficiency

کلمه : inefficiency
املای فارسی : اینففیکینکی
اشتباه تایپی : هدثببهزهثدزغ
عکس inefficiency : در گوگل

آیا معنی inefficiency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )