برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

indwelling


System.String[]

مترادف indwelling

مقیم (صفت)
dwelling , biding , resident , residing , domiciled , indwelling , inhabiting , habitant

indwelling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم نظری
قلبی، جای گرفته در قلب، درونی و نهادی
Dr.zeynizadeh
رخنه کرده
m.javid
تعبیه
جاگذاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی indwelling
کلمه : indwelling
املای فارسی :
اشتباه تایپی : هدیصثممهدل
عکس indwelling : در گوگل

آیا معنی indwelling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )