برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1398 100 1

indoor

/ˈɪnˌdɔːr/ /ˈɪndɔː/

معنی: داخلی، خانگی، درونی، زیر سقف
معانی دیگر: وابسته به درون ساختمان، در داخل بنا، در جای سرپوشیده

بررسی کلمه indoor

صفت ( adjective )
• : تعریف: located or happening inside a house or building.
متضاد: outdoor

- an indoor tennis court
[ترجمه پ] یک زمین تنیس سرپوشیده
|
[ترجمه ترگمان] یک زمین تنیس سرپوشیده
[ترجمه گوگل] یک زمین تنیس روی زمین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- an indoor picnic
[ترجمه ترگمان] یک گردش در خانه،
[ترجمه گوگل] یک پیک نیک در محیط داخلی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه indoor در جمله های نمونه

1. indoor sports
ورزش در جاهای سرپوشیده

2. indoor sports
ورزش‌های داخل سالن،ورزش های بسته جای

3. an indoor court
پهنه (یا زمین) سرپوشیده

4. an indoor dress
لباس توی خانه

5. an indoor swimming pool
استخر شنای سرپوشیده

6. some communities still lack electricity and indoor plumbing
برخی از جوامع هنوز برق و آب لوله‌کشی ندارند.

7. Table tennis is an indoor game.
[ترجمه وحید] تنیس روی میز یک ورزش سرپوشیده است.
|
[ترجمه ترگمان]تنیس روی میز بازی خانگی است
[ترجمه گوگل]تنیس روی میز یک بازی در محیط داخلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Facilities include a large indoor pool, jacuzzi and sauna.
[ترجمه ترگمان]امکانات شامل استخر سرپوشیده بزرگ، jacuzzi و سونا هستند
[ترجمه گوگل]امکانات شامل استخر سرپوشیده ...

مترادف indoor

داخلی (صفت)
territorial , esoteric , innate , ben , internal , interior , inner , indoor , inward
خانگی (صفت)
domestic , indoor , household , homemade , homebred , homelike
درونی (صفت)
esoteric , innate , internal , interior , inner , indoor , inward , inmost , intestine , endogenous , innermost , subjective , midland , pectoral
زیر سقف (صفت)
indoor

معنی عبارات مرتبط با indoor به فارسی

(امریکا) نوعی ((سافت بال)) (softball) که در جاهای سرپوشیده بازی می کنند
پیشخدمت یاابداریااشپز
ورزش های داخل سالن، ورزش های بسته جای

معنی indoor در دیکشنری تخصصی

indoor
[عمران و معماری] اندرونی
[آب و خاک] اقلیم داخلی

معنی کلمه indoor به انگلیسی

indoor
• occurring within a building, meant to be used inside
• you use indoor to describe things inside a building rather than outside.
indoor games
• sporting events that are normally played inside
indoor hundred meter race
• swimming race of one hundred meters conducted in an indoor swimming pool

indoor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sanaz
مکان سر پوشیده
مریم
سلام...من ازابادیس زیاد استفاده می کنم و خیلی مفیده....بیشتر برای اینکه برای هر لغت جمله های زیادی استفاده شده، فقط تلفظ لغات نسبت به دیکشنری کند تر صورت میگیره.
محمدرضا
در داخل خانه
ebi
[جا،فضا،مکان]

بسته ، سربسته
آرین تیمورخانی
داخلی .خانگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی indoor
کلمه : indoor
املای فارسی : ایندور
اشتباه تایپی : هدیخخق
عکس indoor : در گوگل

آیا معنی indoor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )