برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

indication

/ˌɪndəˈkeɪʃn̩/ /ˌɪndɪˈkeɪʃn̩/

معنی: اشاره، نشان، نشانه، قرینه، بروز، علامت، دلالت
معانی دیگر: نشان دهنده، گواه، الزام، بایستگی، (پزشکی) توصیه، تجویز، عمل نشان دادن، نمایه گری، اشعار

بررسی کلمه indication

اسم ( noun )
(1) تعریف: anything that indicates, such as a sign.
مترادف: indicator, manifestation, sign, signal, symptom
مشابه: connotation, denotation, evidence, herald, lead, promise, show, suggestion, token, trace

(2) تعریف: the act of indicating.
مترادف: manifestation, showing, signification
مشابه: implication

(3) تعریف: a symptom of a particular medical condition.
مترادف: symptom
مشابه: evidence, show

واژه indication در جمله های نمونه

1. she gave no indication of whether she had heard me or not
نشانه‌ای از این که حرف مرا شنیده است یا نه،بروز نداد.

2. her frown was an indication of her displeasure
اخم کردن او نشانه‌ی ناخشنودی او بود.

3. his behavior was an indication of his rudeness and incredible density
رفتار او نشانی از بی‌ادبی و حماقت باورنکردنی او بود.

4. postpartum hemorrhage is the chief indication for the use of this drug
خونریزی پس از زایمان دلیل اصلی برای به کار بردن این دارو است.

5. Dark green leaves are a good indication of healthy roots.
[ترجمه ترگمان]برگ‌های سبز تیره نشانه خوبی از ریشه‌های سالم هستند
[ترجمه گوگل]برگ های سبز تیره نشانه خوبی از ریشه های سالم هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Rising interest rates were an outward indication of the change in government attitude to economic controls.
[ترجمه ترگمان]افزایش نرخ بهره نشانه‌ای از تغییر در نگرش دولت به کنترل‌های اقتصادی بود
[ترجمه گوگل]افزایش نرخ بهره یک نشانگر بیرونی از تغییر رفتار دولت در کنترل اقتصادی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف indication

اشاره (اسم)
slur , inkling , action , gesture , mention , hint , indication , allusion , warning , innuendo , suggestion , manifest , ensign , beck , symbol , gest , insinuation , referral
نشان (اسم)
trace , attribute , tally , score , slur , benchmark , indication , token , aim , show , sign , seal , stamp , target , mark , marking , insignia , signal , emblem , symptom , brand , presage , track , banner , badge , clue , standard , ensign , vexillum , impress , hallmark , plaque , caret , chalk , cicatrix , symbol , vestige , medal , memento
نشانه (اسم)
allegory , proof , indication , token , sign , mark , emblem , symptom , reminiscence , presage , omen , impress , sacrament , marker , portent
قرینه (اسم)
analogy , symmetry , indication , proportion
بروز (اسم)
outbreak , indication , detection
علامت (اسم)
significant , tally , indication , label , token , sign , index , mark , insignia , signal , emblem , symptom , omen , tag , tick , docket , intimation , milestone , ostent , portent
دلالت (اسم)
implication , indication , symbolization

معنی indication در دیکشنری تخصصی

indication
[عمران و معماری] اثر - نشانه
[برق و الکترونیک] اعلام ، نشان دادن
[مهندسی گاز] آثاروعلائم ، نشانه
[حقوق] قرینه، اعلام، اظهار
[نساجی] شاخص
[ریاضیات] نشان، راهنمایی، نشانه، دلالت، اشاره، اطلاعات
[حقوق] اعلام صدور قرار موقت
[عمران و معماری] پیام چراغ راهنما

معنی کلمه indication به انگلیسی

indication
• something which indicates, sign, mark, signal, suggestion, symptom; act of indicating or showing
• an indication is a sign which gives you an idea of what someone feels, what is happening, or what is likely to happen.
indication lights diffraction
• lights using to mark off an area
as an indication
• as a sign of -, as a token of -

indication را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاضله
شاخص
مهسان
اندیکاسیون (پزشکی)
محمد حسین رفیعی
indication: ثبت تغییرات دما
بهمن عنایتی کاریجانی
هو العلیم
با سلام ، اندیکاسیون در طب به معنی کاربرد داشتن.
امیررضالبافی
در پزشکی: مورد استعمال (برای نمونه: در مورد داروها)
بهمن عنایتی
هو
اندیکاسیون در پزشکی به معنی کاربرد داشتن موردی مثلا:
این دارو در این مورداین بیماری اندیکاسیون ندارد چون مضرات ان بیشتر از منافع ان هست.
معنی ان در تمامی علوم کاربرد داشتن میباشد
یا برای این بیمار به علت کهولت سن و مشکلات قلبی عروقی اندیکاسیون جراحی وجود ندارد. و احتمال بالا دارد که بیمار سالم و زنده از عمل خارج نشود.متضاد لغت مانحن فیه کنترا اندیکاسیون میباشد یعنی این مورد در این خصوص کاربردی ندارد و نباید اعمال شود. و در کل لغت مذکور نوعی اکیدا ممنوع میباشد. در تمامی ابعاد پزشکی که در پرونده بیمار جهت اطلاع پرستار ثبت میشود تا در اتیه اگر مشکلی پیش آمد پزشک مربوطه به نوشته خود استناد کند که کاملا بجا و بر حق است . مسایل طبی شوخی بردار نیست و کادر پزشکی با ید در اعمال خود دقت کنندو حتی در گزارش نویسی اگر موردی غلط ثبت شد چه پزشک و چه پرستار مجاز نیستند اصطلاح یا دستور مربوطه را کاملا خط خطی و غیر قابل خواندن نمایند و یک ضربدر کشیدن روی ان کافی هست.
بیومکانیک
تشخیص
فاطمه حداد
اندیس
ناهید
شاخص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی indication

کلمه : indication
املای فارسی : اندیکاسیون
اشتباه تایپی : هدیهزشفهخد
عکس indication : در گوگل

آیا معنی indication مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )