برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

indenture

/ˌɪnˈdent͡ʃər/ /ɪnˈdent͡ʃə/

معنی: قرارداد، عهد نامه، کنترات، سند دو نسخهای، دوتاسازی، سیاهه رسمی زدندانهگذاری، با سند مقید کردن، بشاگردی گرفتن، با سند مقید شدن، با قرار داد استخدام کردن، شیار دار کردن، دندانه دار کردن
معانی دیگر: (معمولا جمع - قراردادی که سابقا شاگرد نجارها و غیره با استاد خود یا مستخدمان با ارباب خود می بستند و طبق آن ملزم بودند به مدت و شرایط معین خدمت کنند) قرارداد کارآموزی، بیگارنامه، قرارداد خدمت، (طبق قرارداد) واداشته کردن، ملزم به خدمت کردن، به کارآموزی واداشتن، (نادر) رجوع شود به: indentation، قرارداد (که سابقا در دو نسخه تهیه می شد و آنها را با هم پاره می کردند تا لبه ی آنها پارگی یکجور داشته باشد)، سند، فهرست رسمی، فهرست تاءیید شده، فهرست موجودی ها، (مالیه و بانکداری) سند حاوی شرایط اوراق قرضه، n : سند دو نسخه ای، دوبل کردن، vt :بشاگردی گرفتن

بررسی کلمه indenture

اسم ( noun )
(1) تعریف: a legal deed or contract, esp. one in which the copies have matching indentations used for identification or authentication.

(2) تعریف: a contract by which one person is bound in service for a specified time as apprentice to another.

(3) تعریف: an official document or list used for authentication, such as a voucher.

(4) تعریف: a recess or notch; indentation.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: indentures, indenturing, indentured
مشتقات: indentureship (n.)
• : تعریف: to bind by contract into service to another, esp. as an apprentice.
مشابه: apprentice

واژه indenture در جمله های نمونه

1. No one expects the petition to amend the indenture to Barnes' will to get a court hearing before June.
[ترجمه ترگمان]هیچ‌کس انتظار ندارد که دادخواست اصلاح indenture به بارنز قبل از ماه ژوئن به دادگاه رسیدگی شود
[ترجمه گوگل]هیچ کس انتظار نداشت که این پرونده برای تحقق خواسته بارنز، قبل از ماه ژوئن، جلسه دادگاه را اصلاح کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. But for now you stay here, examine the indenture, reflect on what you have said.
[ترجمه ترگمان]اقای ویزلی فریاد زد: - اما فعلا تو اینجا بمون و سعی کن indenture رو بررسی کنی و به اون چیزی که گفتی فکر کنی
[ترجمه گوگل]اما در حال حاضر شما اینجا باقی می ماند، تحریک را بررسی کنید، بر آنچه که گفتید بازتاب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The bond indenture normally specifies a number of restrictive covenants to which the issuing corporation must adhere.
[ترجمه ترگمان]اوراق‌قرضه به طور معمول تعدادی از قراردادهای محدود کننده را مشخص می‌کند که شرکت صدور باید به آن پایبند باشد
[ترجمه گوگل]به طور معمول، اوراق قرضه اوراق بهادار معمولا تعدادی از ضمانت های محدود را که شرکت های صدور آن باید پیروی می کنند، مشخص می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف indenture

قرارداد (اسم)
agreement , contract , treaty , stipulation , convention , indenture , bond
عهد نامه (اسم)
agreement , covenant , treaty , indenture
کنترات (اسم)
contract , indenture
سند دو نسخهای (اسم)
indenture
دوتاسازی (اسم)
indenture
سیاهه رسمی زدندانهگذاری (اسم)
indenture
با سند مقید کردن (فعل)
indenture
بشاگردی گرفتن (فعل)
indenture
با سند مقید شدن (فعل)
indenture
با قرار داد استخدام کردن (فعل)
indenture
شیار دار کردن (فعل)
groove , indenture , channel , rib , rut , fuller , furrow , gutter , ridge
دندانه دار کردن (فعل)
rack , indenture , cog , tooth , chine , indent , jag

معنی indenture در دیکشنری تخصصی

indenture
[حقوق] سند، قرارداد کتبی (در مورد تعهدات متقابل از قبیل رهن، وثیقه، کارآموزی)
[حسابداری] شرائط اوراق قرضه
[حسابداری] قرارداد انتشار اوراق قرضه

معنی کلمه indenture به انگلیسی

indenture
• contract which binds a person to serve another for a specified period of time; written agreement made in duplicate; deed, contract, agreement; indentation
• bind a person in service to another for a specified period of time

indenture را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سهیل رحمان
بیگاری کردن
فرهاد ب
اسم= منطبق، مقید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی indenture

کلمه : indenture
املای فارسی : ایندنتور
اشتباه تایپی : هدیثدفعقث
عکس indenture : در گوگل

آیا معنی indenture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )