برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1720 100 1
شبکه مترجمین ایران

indecision

/ˌɪndəˈsɪʒn̩/ /ˌɪndɪˈsɪʒn̩/

معنی: دو دلی، تامل، تردید، بی تصمیمی، بی عزمی
معانی دیگر: مولش، درنگ، اندید، بی تص‹میمی

بررسی کلمه indecision

اسم ( noun )
• : تعریف: inability or unwillingness to make a decision.
متضاد: certainty, decision

- They expected his answer in the morning, but he was still racked with indecision.
[ترجمه ترگمان] هر دو منتظر جواب او بودند، اما هنوز از تزلزل و تزلزل رنج می‌کشید
[ترجمه گوگل] آنها پاسخ صبحانه خود را داشتند، اما او هنوز با بی حوصلگی روبرو شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه indecision در جمله های نمونه

1. her indecision caused her to miss the train
دودلی او موجب شد که ترن را از دست بدهد.

2. A moment's indecision when you've got the ball and you could lose the game.
[ترجمه ترگمان]یک لحظه تردید و دودلی وقتی که تو گوی را داری و می‌توانی بازی را از دست بدهی
[ترجمه گوگل]وقتی تصمیم گرفتهاید توپ را از دست می دهید، شما می توانید بازی را از دست بدهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Any change in plan would be construed as indecision.
[ترجمه ترگمان]هر تغییری در برنامه به عنوان تردید تعبیر می‌شود
[ترجمه گوگل]هر گونه تغییر در طرح، به عنوان غیرقابل تصور محسوب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Their indecision has been replaced by confidence and steely determination.
[ترجمه ترگمان]تزلزل آن‌ها با اطمینان و اراده محکم جایگزین شده‌است
[ترجمه گوگل]خودداری از تصمیم گیری آنها با اعتماد به نفس و عزت نفس جایگزین شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. After a moment's indecision, he said yes.
...

مترادف indecision

دو دلی (اسم)
acatalepsy , hesitance , indecision , vacillation , doubt , hesitancy , hesitation
تامل (اسم)
indecision , deliberation , advisement , reflection , contemplation , hesitation
تردید (اسم)
wavering , hesitance , indecision , doubt , hesitancy , uncertainty , vibration , query , suspicion , skepticism , dubiety , shilly-shally , irresolution , qualm , scruple , vibratility
بی تصمیمی (اسم)
indecision , nonplus
بی عزمی (اسم)
indecision , irresolution

معنی کلمه indecision به انگلیسی

indecision
• hesitancy, irresolution, wavering
• indecision is uncertainty about what you should do.

indecision را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین معینی
بلاتکلیفی
Z....ra
تردید ،دودلی
sportwoman
شک
تردید
مردد بودن
Ayris Kianafshar
the state of being unable to make a choice

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی indecision

کلمه : indecision
املای فارسی : ایندکیسین
اشتباه تایپی : هدیثزهسهخد
عکس indecision : در گوگل

آیا معنی indecision مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )